ناميده مىشوند ، نافيان ، اصحاب نار و مثبتان ، اصحاب نورند كه آراى آنان در بيشتر آثار نسفى بهويژه در كشف الحقائق و بيان التنزيل تشريح مىگردد . خلاصه عقايد آنها در جهانبينى نسفى شرح داده شده است . ( نگ : هستى در آثار نسفى ص 54 - 57 همين كتاب . )
شرح
( 41 ) ص 163 ، س 16 : خداى خلق هستى است نيستنما و . . . :
چنانكه در جهانبينى نسفى گفته شد « هرمان لندلت » براساس نامهاى كه در مكاتيب فارسى امام محمد غزالى وجود دارد و جامى نيز در نفحات الانس متن آن نامه را نقل مىكند ، اعتقاد دارد كه اول بار غزالى تركيب « هستى نيستنما » و « نيستى هستنما » را به كار برده است . بخشى از آن نامه در فضائل الانام چنين آمده :
« و همانا كسى گويد كه هست نيستنماى و نيست هستنماى مفهوم نيست و در حقايق معانى آن به افهام ضعيف به مثا مىتوان رسيد چون بادى كه در هواى صافى از زمينى برخيزد و بر صورت منارهاى مستطيل بر خويشتن مىپيچد ، كسى در نگرد ، پندارد كه خاك خود را مىپيچاند و مىجنباند . و آن نه چنان است ، بلكه با هر ذرهاى از خاك ذرهاى از هواست كه محرّك وى است ليكن هوا نتوان ديد و خاك بتوان ديد . پس خاك در محركى نيست هستنماى است و هوا هست نيستنماى است . » ( فضائل الانام ، ص 26 )
( براى تفصيل نگ : هستى در آثار نسفى ، ص 55 همين كتاب )
( 42 ) ص 167 ، س 1 : بدان كه اكثر اسامى حجاب راه مردم شد . . .
نسفى تفاوت اهل وحدت و اهل كثرت را در اين موضوع مىداند كه اهل كثرت حكمت اسامى را ندانستند و طريق وضع اسما را معلوم نكردند در حالى كه اهل وحدت حكمت اسامى را دريافتند و طريق وضع اسما را معلوم كردند ، لاجرم از اسماء درگذشتند و به مسمّا رسيدند و از شرك و سرگردانى رهايى يافتند . ( نگ : كشف الحقائق ، ص 156 - 160 )
( 43 ) ص 169 س 7 - 8 : آدم مرآت اين صاحب جمال است :
برگرفته از حديث انّ اللّه تعالى خلق آدم على صورته است . در صحيح بخارى اين حديث چنين روايت شده : خلق اللّه آدم على صورته در احاديث مثنوى صورتهاى مختلف اين حديث روايت شده است . عين القضاة در تمهيدات اين حديث را به دو صورت زير نقل كرده :
« انّ اللّه خلق آدم على صورة الرحمن » و « انّ اللّه خلق آدم و اولاده على صورت الرحمن »
نگ : صحيح بخارى ، جلد 7 ، ص 125 ؛ كيمياى سعادت ، جلد 2 ، ص 532 - 533 ؛ تمهيدات ، ص