مضمون اين شعر عربى صاحب بن عباد است :
رقّ الزّجاج و رقّت الخمر * فتشابها فتشاكل الامر
فكأنّه خمر و لا قدح * فكأنّه قدح و لا خمر
مفهوم اين بيت فردوسى نيز با اين مضمون مشابه است :
جهاندار بستد ز كودك نبيد * بلور از مى سرخ بد ناپديد
فخر الدين عراقى دو بيت بالا را چنين ترجمه مىكند :
از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام
همه جام است و نيست گويى مى * يا مدام است و نيست گويى جام
( نگ : مرزباننامه ، ص 18 ؛ ديوان عراقى ، ص 224 )
شرح
( 30 ) ص 160 س 15 : ارواحنا اجسادنا اجسادنا ارواحنا
نشانهاى از اين سخن يا حديث يافت نشد .
( 31 ) ص 160 س 16 : سبحانى ما اعظم شأنى :
از شطحيات بايزيد بسطامى است .
( نگ : اسرار التوحيد ص 48 ، كشف المحجوب ، ص 327 ، مجموعه آثار فارسى احمد غزالى ، ص 136 ، 140 ، 175 ؛ تمهيدات ، ص 62 ، 159 ؛ 214 ؛ 274 مجموعه آثار تاج الدين اشنوى ، ص 55 مفاتيح الاعجاز ص 312 )
( 32 ) ص 160 س 16 : انا الحق
سخن حسين بن منصور حلاج است . ( نگ : تمهيدات ، ص 62 ، 119 ، 274 ، مجموعه آثار تاج الدين اشنوى ، ص 55 مفاتيح الاعجاز ، ص 312 ؛ تعليقات حديقه ، ص 171 )
( 33 ) ص 161 س 4 - 5 : ليس فى جبتى سوى اللّه :
دربارهء گويندهء اين سخن اختلاف نظر وجود دارد :
در اسرار التوحيد اين عبارت : ليس فى الجبة سوى اللّه از ابو سعيد نقل شده است .
در تعليقات حديقه اين سخن به حلاج منسوب شده است . نسفى در مقصد اقصى آن را از شبلى مىداند . جنيد بغدادى نيز صاحب اين سخن معرفى شده است و مولانا در مثنوى ، بايزيد را گويندهء اين سخن مىداند :چون هماى بىخودى پرواز كرد * آن سخن را بايزيد آغاز كرد . . .
نيست اندر جبهام الّا خدا * چند جويى بر زمين و بر سما