و ديگر بدان كه در كلام ، اختلاف نباشد و كلام ، عربى و عجمى نبود اما در كتاب ، اختلاف باشد و كتاب عربى يا « 1 » عجمى بود « 2 » از جهت آنكه كلام « 3 » ، صفت حقّ است و در صفت حقّ ، اختلاف و تغيير و تبديل نبوده « 4 » است و نخواهد بود اما كتاب دال است بر كلام خداى . و كتاب وقتى دال تواند بود كه با هر قومى به زبان آن قوم گويند . پس اگر پيغمبر عربى بود « 5 » ، كتاب عربى منزل شود و اگر عجمى بود ، عجمى منزل شود و به هر زبانى كه منزل شود ، واجب التعظيم بود « 6 » . و كلام اللّه يكى بيش « 7 » نباشد و امكان ندارد كه زيادت از يكى بود « 8 » اما كتاب اللّه بسيار تواند كه باشد .
فصل « 9 » در سخن اهل وحدت در بيان كتاب اللّه و كلام اللّه « 10 »
بدان كه عوام اهل وحدت مىگويند كه علم انسان كامل ، كلام اللّه است و عبارت انسان كامل ، كتاب اللّه است از جهت آنكه خداى - تعالى « 11 » - دو تجلّى دارد : يكى عام و آن تمام عالم است و يكى خاص « 12 » و آن انسان كامل است . پس خداى است كه تجلى كرده است و به صورت انسان كامل ظاهر [ 249 الف ] شده است 92 . و از اينجا گفتهاند كه هركه انسان كامل را ديد ، خداى را ديد « 13 » . پس علم انسان كامل « 14 » ، علم خداى باشد و كلام انسان كامل ، كلام خداى باشد و عبارت و كتابت « 15 » انسان كامل ، كتاب خداى باشد .
چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدان كه بعضى از علوم انسان كامل را كلام خداى « 16 » مىگويند و بعضى كلام رسول خداى مىگويند « 17 » و بعضى « 18 » علم
هامش
( 1 ) . كد : و .
( 2 ) . اساس : - عربى يا عجمى بود .
( 3 ) . كد : - كلام .
( 4 ) . كد : نبود .
( 5 ) . مت : + و .
( 6 ) . مت : باشد .
( 7 ) . كد : + نيست و .
( 8 ) . مت : + و .
( 9 ) . مت : باب .
( 10 ) . كد : كلام اللّه و كتاب اللّه .
( 11 ) . مت : - تعالى ، كب : ( تقريبا دو فصل افتادگى دارد ) : - و به نزديك بعضى از اهل شريعت ، كلام خداى ، حادث است . . . و عبارت انسان كامل ، كتاب اللّه است از جهت آنكه خداى - تعالى - .
( 12 ) . كد : خواص .
( 13 ) . كد ، كب : - خداى را ديد .
( 14 ) . كب : - كامل .
( 15 ) . كب : كتاب .
( 16 ) . كب : + مىداند و .
( 17 ) . اساس ، كد ، كب : - و بعضى كلام رسول خداى مىگويند .
( 18 ) . اساس ، كب : + را .