لدنّى مىگويند و در عبارت نيز همچنين مىدان . يعنى بعضى « 1 » از عبارت انسان كامل را كتاب خداى مىگويند و بعضى را كتاب « 2 » رسول خداى مىگويند و بعضى را حكايت عن اللّه مىگويند . يعنى انسان كامل را « 3 » هر علمى كه به وحى « 4 » جهر حاصل است ، كلام خداى است و اگر اين علم را به عبارت يا به كتابت آرد ، كتاب « 5 » خداى است . و هر علمى كه به وحى « 6 » سرّ حاصل است ، كلام رسول خداى است و اگر اين علم را به عبارت يا به كتابت آرد « 7 » ، كتاب رسول خداى است . و هر علمى كه به الهام حاصل است ، علم لدنّى است و اگر اين علم را به عبارت يا به كتابت آرد ، حكايت عن اللّه است .
فصل [ در بيان ظاهر و باطن عالم ]
بدان كه خواصّ اهل وحدت مىگويند كه ظاهر عالم كه عالم خلق است ، كتاب اللّه است و باطن عالم كه عالم امر است ، كلام اللّه [ 249 ب ] است . پس عالم اجسام كتاب اللّه باشد و هر جنسى « 8 » سورتى « 9 » از سور اين كتاب بود و هر نوعى 93 آيتى از آيات اين كتاب باشد و هر فردى ، 94 حرفى از حروف اين كتاب بود . و اختلاف ايام و ليالى و تغيير « 10 » و تبديل در آفاق و انفس ، اعراب اين « 11 » كتاب باشد . و زمانه « 12 » و روزگار همه روز اين كتاب را « 13 » سوره « 14 » سوره و آيهآيه « 15 » و حرف « 16 » حرف بر تو عرضه مىكند « 17 » و بر تو مىخواند « 18 » . و آن روزى است بعد از روزى كه مىآيد و مىرود و « 19 » حالى « 20 » است بعد حالى كه بر تو مىگذرد « 21 » . بر مثال كسى كه نامهاى بر تو عرضه « 22 » مىكند و مىخواند « 23 » ، نظرى بعد نظرى « 24 » و حرفى بعد حرفى با « 25 »
هامش
( 1 ) . كب : - بعضى .
( 2 ) . مت : كتابت .
( 3 ) . كد : از .
( 4 ) . كد ، كب : وجه .
( 5 ) . كب : - خداى .
( 6 ) . كد ، كب : وجه .
( 7 ) . اساس ، كد ، كب : + كه .
( 8 ) . اساس : جسنى ، كب : همچنين .
( 9 ) . اساس : كد : صورتى .
( 10 ) . كد ، كب : تغير .
( 11 ) . كد ، كب : - اين .
( 12 ) . كب : زمان .
( 13 ) . كب : - را .
( 14 ) . كب : + و .
( 15 ) . كب : + و .
( 16 ) . كب : + و .
( 17 ) . كد ، كب : عرض مىكنند .
( 18 ) . مت ، كد ، كب : مىخوانند .
( 19 ) . اساس ، كب : - و .
( 20 ) . اساس : حال .
( 21 ) . كب : + و .
( 22 ) . كب : عرض .
( 23 ) . كد : + و .
( 24 ) . كد ، كب : سطرى بعد سطرى .
( 25 ) . مت ، كد ، كب : تا .