لاجرم خضر « 1 » علّام الغيوب بود « 2 » و اكرام الكتاب « 3 » گويند و اكرام الكلام گويند ، هم راست باشد . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم « 4 » ، مقصود ما « 5 » بيان انسان بود .
فصل [ در بيان اينكه در معده انسان ، چهار قوت است ]
بدان كه در معده انسان ، چهار قوت است . و صاحب شريعت اين چهار قوت را چهار « 6 » ملك مىگويند « 7 » : نام ملك اول جاذبه است « 8 » و « 9 » نام ملك دوم ماسكه 68 است و « 10 » نام ملك سيوم هاضمه است و نام ملك چهارم دافعه است . عمل جاذبه آن است كه معده هر چيز را كه به خود كشد به اين ملك به خود كشد . و عمل ماسكه [ 234 الف ] آن است كه معده هر چيز را كه نگاه دارد « 11 » به اين ملك نگاه دارد . و عمل هاضمه آن است كه هر چيز « 12 » را كه معده « 13 » هضم « 14 » كند به اين ملك هضم كند . و عمل دافعه آن است كه هر چيز را كه از خود « 15 » دفع كند به اين « 16 » ملك دفع كند و در جگر و در دل و در دماغ و در جمله اعضا « 17 » ، اين چهار ملك ايستادهاند و در كارند و هرگز يك « 18 » طرفة العين اين چهار ملك « 19 » از كار خود غافل و فارغ نيستند و ايشان را « 20 » از اين كار هرگز ملالت نيست و نخواهد بود .
چون اين مقدمات معلوم كردى ، اكنون بدان كه چون طعام در معده درآيد « 21 » و هضم « 22 » و نضج يابد و كيلوس « 23 » گردد ، آنچه زبده و خلاصه آن « 24 » كيموس 69 « 25 » باشد ،
هامش
( 1 ) . كب : - خضر .
( 2 ) . كد ، كب : است ، مت : + و اكرام القرآن گويند ، كد ، كب : + كه قرائت كلام اللّه فرقان است و قرائت كتاب اللّه قرآن است و اگر رسول گويند .
( 3 ) . كد ، كب : اكرام القول .
( 4 ) . مت : افتادم ، كد : بازمانديم .
( 5 ) . كد ، كب : - ما .
( 6 ) . كب : - چهار .
( 7 ) . كد : + و .
( 8 ) . كد : - است .
( 9 ) . مت : - و .
( 10 ) . مت : - و .
( 11 ) . كد ، كب : - كه به خود كشد به اين ملك . . . هر چيز را كه نگاه دارد .
( 12 ) . كب : چه .
( 13 ) . كد ، كب : - معده .
( 14 ) . مت : هضم معده .
( 15 ) . مت : - از خود ، + معده .
( 16 ) . مت : باى .
( 17 ) . كد ، كب : - و در جمله اعضا .
( 18 ) . كد : - يك .
( 19 ) . كب : - اين چهار ملك .
( 20 ) . كد : - را .
( 21 ) . كب : درآمد .
( 22 ) . اساس : منهضم .
( 23 ) . كد ، كب : كيموس .
( 24 ) . كب : - آن .
( 25 ) . اساس : كينوس ، مت : كليلوس .