شريف است « 1 » و مدد و معاون « 2 » قوى است مر سالكان « 3 » و مجاهدان را « 4 » در جمعيّت خاطر « 5 » و رفع تفرقه و كشف حجاب و رفع رسوم و عادات و ترقى از عالمى به عالمى « 6 » ديگر و صبر كردن به رياضات و مجاهدات و مانند اين . و چنان كه « 7 » طايفهاى به استخراج اين علوم « 8 » و طايفهاى به آموختن اين علوم « 9 » مخصوصند « 10 » ، طايفهاى ديگر به ستودن « 11 » اينها هم « 12 » مخصوصند . و « 13 » جملهء آدميان در « 14 » استماع « 15 » اصوات و الحان شريكند اما « 16 » جز در استماع شريك نيستند . و اصوات و الحان خوش در حق بعضى سبب حزن و « 17 » در حق بعضى سبب فرح و در حق بعضى سبب عيش « 18 » و در حق بعضى سبب موت و « 19 » در حق « 20 » بعضى « 21 » سبب كشف 59 « 22 » است . و از اينجاست كه از يكى « 23 » پرسيدند كه اثر سماع چيست ؟ فرمود كه « 24 » تا مستمع كيست ؟ از جهت آنكه اصوات و الحان خوش به مثابت آب باران است و شنوندگان به مثابت نباتاتند « 25 » . يا « 26 » خود چنين گوييم « 27 » : اصوات « 28 » و الحان « 29 » به مثابت نور آفتاب است و شنوندگان به مثابت معادن . و حقيقت نور آفتاب اگرچه يك چيز است اما در هر كانى چيزى « 30 » ديگر پيدا مىكند « 31 » . سخن دراز شد [ 228 الف ] و از مقصود دور افتاديم « 32 » .
اى درويش ، هم به ايمان از من قبول كن كه وراى حس و عقل و عشق ، طور « 33 »
هامش
( 1 ) . كد ، كب : - است .
( 2 ) . كد ، كب : + و .
( 3 ) . كد : + را
( 4 ) . كب : - را
( 5 ) . كد : خواطر
( 6 ) . كد : - به عالمى
( 7 ) . كب : چنانچه
( 8 ) . كد ، كب : + مخصوصند
( 9 ) . مت : علم
( 10 ) . اساس : + و كد ، كب : - و طايفهاى به آموختن اين علوم مخصوصند .
( 11 ) . كد : شنودند ، كب : شنيدن
( 12 ) . كد ، كب : - هم .
( 13 ) . مت ، كد ، كب : - و .
( 14 ) . كد : را
( 15 ) . كد ، كب : استخراج .
( 16 ) . كد ، كب : + بعضى .
( 17 ) . مت : - در حق بعضى سبب حزن و
( 18 ) . مت : غشى
( 19 ) . كد ، كب : - در حق بعضى سبب حزن و . . . سبب موت و .
( 20 ) . كب : - حق
( 21 ) . كد : + به
( 22 ) . كد : + و در حق بعضى به سبب حزن ، كب : + و در بعضى سبب حزن
( 23 ) . مت ، كد ، كب : يكى را .
( 24 ) . كب : - تا
( 25 ) . كب : نباتات
( 26 ) . مت ، كد : با .
( 27 ) . مت : گويم كه ، كد ، كب : + كه .
( 28 ) . كب : اصواب
( 29 ) . مت : + خوش
( 30 ) . كد : چيز
( 31 ) . كد : مىكنند
( 32 ) . كد ، كب : تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانيم .
( 33 ) . مت ، كد ، كب : طورى