بدان كه اين حقيقت را نسبت « 1 » به بعضى طبيعت 27 و نسبت به بعضى روح و نسبت به بعضى عقل مىگويند و نسبت به كل ، نور مىخوانند و اين نور منبسط را طايفهاى موجود حقيقى و « 2 » طايفهاى نور حقيقى و طايفهاى اللّه و طايفهاى خداى مىگويند .
سخن دراز شد و از مقصود « 3 » دور افتاديم .
بدانكه « 4 » هر فردى از افراد عالم ، مرآت خدايند اما مرآت كامل « 5 » ، انسان كامل است و مرآت كامل آن باشد كه جمال صاحب جمال 28 تمام در وى « 6 » ظاهر شود بىزيادت و نقصان « 7 » .
فصل [ در بيان لطافت و نورانيت جسم سالك ]
بدان كه بعضى از خاص الخاص اهل شريعت مىگويند كه ممكن است كه جسم سالك به رياضات و مجاهدات در صفا و لطافت [ 212 الف ] به جايى رسد كه بهغايت شفاف و عكسپذير شود و نورانى گردد و نور و مظهر به مثابت يك چيز گردد « 8 » . همچون « 9 » قدحى باشد از آبگينه و بهغايت شفاف و عكسپذير بود و در آن قدح شرابى هست « 10 » كه بهغايت صافى « 11 » و لطيف بود . قدح را از شراب و شراب را از قدح باز نتوان « 12 » شناخت 29 از جهت آنكه هر دو به مثابت يك چيز باشند . و انبيا از سر همچنين « 13 » نظر فرمودهاند كه : « ارواحنا اجسادنا اجسادنا ارواحنا « 14 » 30 » . هر آوازى كه از سالكان آيد « 15 » همچون « 16 » « سبحانى ما اعظم شأنى » 31 و « انا الحق » 32 در اين مقام بود و هرآينه اين مقام اين تقاضا « 17 » كند از جهت آنكه چون جسم سالك به رياضات و مجاهدات زجاجى شود و بهغايت شفاف و عكسپذير شود ، سالك چيزها بيند كه ديگران نبينند « 18 » و چيزها شنود كه ديگران نشنوند و چيزها داند كه ديگران ندانند و
هامش
( 1 ) . كد : نسبت .
( 2 ) . كد : - و .
( 3 ) . كب : + بازمانديم و .
( 4 ) . كد ، كب : بلكه .
( 5 ) . كد ، كب : كمال .
( 6 ) . كد ، كب : آن .
( 7 ) . كد ، كب : + و اللّه اعلم .
( 8 ) . مت ، كد ، كب : گردند .
( 9 ) . كد : همچو .
( 10 ) . مت : - هست ، كب : باشد .
( 11 ) . كد ، كب : صاف .
( 12 ) . كد : نتواند .
( 13 ) . مت : همين ، كد ، كب : چنين .
( 14 ) . مت : + و .
( 15 ) . مت : آمد ، كد : برآمد و هم برآيد ، كب : برآيد و هم برآيد .
( 16 ) . كد ، كب : چون .
( 17 ) . كد ، كب : اقتضا .
( 18 ) . كد : نبيند .