روح « 1 » انسانى است كه مدرك معقولات است و اين نور هم ضعيف است از جهت آنكه اگرچه « 2 » مدرك خود است اما « 3 » ادراك او از خود نيست . مرتبهء پنجم « 4 » عقل است و اين نور هم ضعيف است از جهت آنكه اگرچه نور « 5 » او ذاتى است اما هستى او از خود نيست و مظهر او نور « 6 » ديگر است . مرتبهء ششم نور خداى است . و اين نور است كه هستى او به خود است « 7 » ؛ و اين نور است كه نور مطلق است ؛ و اين نور « 8 » است كه منبع « 9 » انوار است ؛ و اين نور « 10 » است كه منبع « 11 » حقيقى است ؛ و بالاى اين « 12 » ، نورى « 13 » ديگر نيست بلكه چيزى ديگر نيست . و هرچه فرود اين نورند نسبت با « 14 » اين نور ظلمتند .
فصل [ نظر اهل شريعت درباره حقيقت نور ]
بدان كه خواص اهل شريعت دو طايفهاند : يك طايفه مىگويند كه حقيقت نور خداى در دل سالكان پيدا مىشود « 15 » و آن طايفهء ديگر مىگويند كه عكس نور خداى در دل سالكان پيدا مىشود . يعنى يك طايفه مىگويند « 16 » كه چون دل سالك به رياضات [ 205 ب ] و مجاهدات پاك و صافى و مطهّر و مقدّس شود « 17 » ، عرش « 18 » خداى شود « 19 » و حقيقت نور خداى بر « 20 » اين عرش تجلى كند . و چون دل سالك عرش نور خداى گشت 13 و حقيقت نور خداى بر عرش « 21 » دل سالك تجلى كرد ، سالك به كمال خود رسيد و انسان كامل گشت . پس تا اكنون سالك مىشنيد و سالك مىديد و سالك مىگفت و سالك مىداد و سالك مىگرفت ، اكنون خداى مىشنود و خداى مىبيند 14 و خداى مىگويد و خداى مىدهد و خداى مىگيرد « 22 » .
تا سخن دراز نشود « 23 » و از مقصود بازنمانيم .
هامش
( 1 ) . كد ، كب : نور .
( 2 ) . اساس : - چه .
( 3 ) . كب : + به .
( 4 ) . كد ، يك : + نور .
( 5 ) . مت : ادراك .
( 6 ) . مت : نورى .
( 7 ) . كد ، كب : - و اين نور است كه هستى او به خود است .
( 8 ) . مت : نورى .
( 9 ) . اساس : صنع .
( 10 ) . مت : نورى .
( 11 ) . مت : نور .
( 12 ) . مت : كد ، كب : + نور .
( 13 ) . كب : نور .
( 14 ) . مت ، كد ، كب : بر .
( 15 ) . مت ، كد : ظاهر .
( 16 ) . اساس : + ظاهر .
( 17 ) . كد : گردد و ، كب : گردد .
( 18 ) . مت : + نور .
( 19 ) . مت ، كد ، كب : گردد .
( 20 ) . كد ، كب : به .
( 21 ) . كب : - عرش .
( 22 ) . كد : مىكرد .
( 23 ) . مت : مىنشود .