اى درويش ، ذات خدا « 1 » حقيقى « 2 » است و ذات ديگران مجازى از جهت آنكه ذات [ 204 الف ] ديگران از ذات وى است پس حقيقت « 3 » ذات ، او راست . و صفات او هم حقيقى است و صفات ديگران مجازى از جهت آنكه صفات ديگران از صفات « 4 » وى است پس حقيقت « 5 » صفات ، او راست . معلوم شد كه يكى است به ذات خود كه « 6 » ديگران ذات ندارند و يگانه است به صفات خود كه « 7 » ديگران « 8 » صفات ندارند .
فصل [ در بيان اينكه ارادت و اختيار ما به ارادت و اختيار است ]
بدان كه اگر ما را ارادت و اختيار است ، ارادت و اختيار ما به ارادت و اختيار اوست از جهت آنكه « 9 » مختار « 10 » به اختيار خود جز آن نكند كه او خواهد . پس به حقيقت ارادت و اختيار « 11 » از آن او باشد و اگر ما را منع و عطاست ، منع و عطاء ما به منع و عطاء اوست و از اينجاست كه جملهء انبيا را اين دعا وردشان « 12 » بوده است كه : اللّهمّ لا مانع لما اعطيت « 13 » و لا معطى لما منعت و لا رادّ لما قضيت . 11 پس حقيقت « 14 » منع و عطاست از آن او « 15 » . اين است معنى لا حول و لا قوّة الّا باللّه . و در جملهء صفات همچنين مىدان . پس هست به حقيقت اوست « 16 » و صفات و « 17 » افعال حقيقى او راست و هستى و صفات و افعال ديگران جمله مجازى « 18 » است [ 204 ب ] اما فعل ما نه همچون فعل قلم است .
هامش
( 1 ) . مت ، كد ، كب : او .
( 2 ) . كد ، كب : حقيقت .
( 3 ) . مت : به حقيقت .
( 4 ) . كد : صفت .
( 5 ) . مت : به حقيقت .
( 6 ) . كد ، كب : و .
( 7 ) . كد ، كب : - ديگران ذات . . . صفات خود كه
( 8 ) . مت ، كد ، كب : + آن .
( 9 ) . كب : - آنكه .
( 10 ) . مت : آن است كه ، كد ، كب : به مختارات .
( 11 ) . كد ، كب : اختيار و ارادت .
( 12 ) . مت ، كد ، كب : ورد .
( 13 ) . كب : عطيت .
( 14 ) . مت ، كد ، كب : به حقيقت .
( 15 ) . مت ، كد ، كب : منع و عطا از آن اوست .
( 16 ) . اساس : كه هست پس به حقيقت اوست .
( 17 ) . اساس ، كد : - و ، كد ، كب : - همچنين مىدان . پس هست به حقيقت اوست و صفات .
( 18 ) . كد : به مجاز است ، كب : به مجازات .