دل انسان كامل عرش اللّه و بيت اللّه است 15 « 1 » و آن عرش كه تو آن را عرش « 2 » مىدانى ، صورت اين عرش است و اين « 3 » بيت كه تو « 4 » آن را بيت مىخوانى ، صورت اين بيت است . منافقان نادان شنيدند كه پيغمبر صلّ اللّه عليه و سلّم « 5 » مىگويد كه « 6 » من به عرش رفتم « 7 » و خداى را ديدم و چندين هزار سخن بىواسطه شنيدم و چون بازآمدم هنوز جامهء خواب من گرم بود . چون عرش را نمىشناختند ، سخن پيغمبر را باور نداشتند « 8 » ؛ انكار معراج پيغمبر كردند . حاجيان مسكين شنيدند كه به خانهء خداى مىبايد رفت ، چون خانه را نمى [ 206 الف ] شناختند ، سفر شام و حجاز در پيش گرفتند و آنچنانكه رفتند « 9 » بازآمدند .
فصل « 10 » [ دل سالك به رياضات و مجاهدات پاك و صافى و مصقّل و منوّر مرآت نور خدا است ]
بدان كه « 11 » طايفهء ديگر مىگويند كه چون دل سالك به رياضات و مجاهدات پاك و صافى و مصقّل « 12 » و منوّر شود « 13 » ، مرآت نور خدا مىگردد و عكس نور خداى در اين مرآت ظاهر مىشود . و چون دل سالك مرآت نور خداى گشت و عكس نور خداى در مرآت دل سالك ظاهر شد ، سالك به كمال « 14 » خود رسيد و انسان كامل گشت .
پس سالك تا « 15 » اكنون به خود مىشنيد و به خود مىديد 16 و به خود مىگرفت و به خود مىداد ؛ اكنون به نور خداى شنود « 16 » و به نور خداى بيند « 17 » و به نور خداى گويد « 18 » و به نور خداى « 19 » دهد « 20 » و به نور خداى گيرد « 21 » . تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانيم .
طايفهء اول مر طايفهء دوم را مىگويند كه شما خداى را عكس مىگوييد و خداى
هامش
( 1 ) . كد ، كب : - است .
( 2 ) - اساس ، كد ، كب : - عرش
( 3 ) . كب : آن .
( 4 ) . كد : - تو .
( 5 ) . مت : - صل اللّه عليه و سلّم .
( 6 ) . مت : - كه .
( 7 ) . كد ، كب : رسيدم .
( 8 ) . مت : + و ، كب : نمىداشتند .
( 9 ) . مت : برفتند .
( 10 ) . كد : كب : - فصل .
( 11 ) . مت ، كد ، كب : + آن .
( 12 ) . كد ، كب : - مصقّل .
( 13 ) . كب : گردد .
( 14 ) . كد ، كب : - سالك .
( 15 ) . كب : امّا .
( 16 ) . كد ، كب : مىشنود .
( 17 ) . كد ، كب : مىبيند .
( 18 ) . كد ، كب : مىگويد .
( 19 ) . مت : - شنود و به نور خداى بيند و به نور خداى گويد و به نور خداى .
( 20 ) . كد ، كب : مىدهد .
( 21 ) . كد ، كب : مىگيرد .