12 - علامت گاهى نوشته شده است مثل : آنچه ، آمدن ، آينه ، آخر ، آنكه . گاهى نوشته نشده است : هرآينه ، دران وقت ، انكه .
13 - واژههايى كه به الف مقصوره ختم مىشوند معمولا « الف » آنها به صورت « ى » نوشته شده است . مثل : حسنى ، عظمى ، كبرى ، وسطى ، صغرى . گاهى به دو صورت نوشته شده است . مثل : مسما ، مسمى .
14 - همزه بعد از الف هم به صورت « ي » و هم به صورت « ئ » نوشته شده است .
مثل : طايفه ، طائفه ، ملايك ، ملائك ، ملائكه ، طبايع ، شرايع . گاهى هر دو علامت در يك كلمه قرار داده شده است . مثل : طائفه ، ملائكه .
15 - حرف « گ » به صورت « ك » نوشته شده است .
16 - واژههايى كه به الف ممدوده ختم مىشوند ، معمولا همزهء آنها حذف شده است . مثل : سما ، متشابه الاجزا ، اعضا ، انبيا ، اوليا .
17 - « مى » استمرارى بر سر افعال گاهى جدا نوشته شده است . مثل : مىبايد ، مىشنوند ، مىآيد ، مىشود ، گاهى به فعل پيوسته است . مثل : مىكنند ، مىدانم ، مىگويند ، مىشود ، مىداد .
18 - حرف اضافه « به » به كلمه بعد چسبيده است . مثل : به صفات ، بهاتفاق ، به ارادت ، بهطريق ، بهرياضات ، بهنور خدا .
19 - حرف نشانه « را » هم چسبيده و هم جدا نوشته شده است . مثل : خداى را ، آن را ، قديم را ، عرش را
20 - در برخى از تركيبهايى كه از اسم اشاره ساخته مىشود « الف » حذف شده است .
مثل : ازينجا ، برين ، درين
21 - واژههايى كه به هاء غير ملفوظ ختم مىشوند ، هنگام جمع بسته شدن ، بدون « هاء » نوشته شدهاند . مثل : دريچهها ، آينهها كه به صورت دريچهها ، آئينها .
22 - واژه « قيامت » گاه « قيمة » نوشته شده است .
23 - در واژه معجزه گاهى « هاء » حذف شده و به صورت « معجز » نوشته شده است .
ب - نسخهء مت :
اين نسخه كه با شماره 2 / 4196 در كتابخانهء ملك نگهدارى مىشود ، با خط