4 - به كار بردن واژههاى قرآنى چون : يوم القيامت ، يوم تبلى السّرائر ، يوم الدّين ، يوم الآخرة ، جبرائيل ، عزرائيل ، ميكائيل ، اسرافيل ، اطمينان ، سكينه و . . . مثال :
« يد قابضه عبارت از جبرئيل و عزرائيل است و يد باسطه عبارت از ميكائيل و اسرافيل است . » ( ص 234 )
* * * « . . . و جون ( در اين روز ) آنچه پوشيده بود ، بر نفس آشكار شد ، يوم تبلى السرائر است . » ( ص 238 )
5 - تركيبسازى . اصطلاحات تازه و تركيبهاى جديد از ويژگيهاى نثر آثار نسفى از جمله نثر بيان التنزيل به شمار مىرود . اصطلاحاتى چون : نافيان ، مثبتان ، انسان كامل بالغ ، انسان كامل حرّ ، فضل محمود ، فضل نامحمود ، ديو سر دركشيده ، دورباش بىنيازى و . . . در بيان التنزيل به كار رفته است . مثال :
« و انسان كامل بر دو قسم است : يك قسم را بالغ و يك قسم را حرّ مىگويند . » ( ص 216 )
* * * « بعضى از مقرّبان در وقت ظهور كرامت ، خواستند كه خلق را نظر بر آن افتد و ايشان را بشناسند . غيرت حق به دورباش بىنيازى از درگاهشان دور كرد و . . . » ( ص 220 )
6 - تكيه كلام . برخى از واژهها و عبارتها در بيان التنزيل بسامد بالايى دارد و واژهها و عبارتهاى كليدى بيان التنزيل به شمار مىرود . مثل : اهل شريعت ، اهل حكمت ، اهل وحدت ، اى درويش ، بدان كه ، از جهت آنكه و . . . دو عبارت در بيان التنزيل مكرر بيان مىشود و گويى بيان التنزيل را ترجيعبندى ساخته است كه دو بيت ترجيع دارد : يكى : « چنين مىدانم كه فهم نكردى ، روشنتر از اين بگويم . » د ديگر : « تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم . » مثال :
« نزديك خواص اهل وحدت آن است كه هيچ چيز از هيچ چيز پيدا نيامدند و هيچ چيز از هيچ چيز به خدا نزديكتر نيست از جهت آنكه نسبت افراد عالم به خدا همچنان است كه نسبت حروف اين كتاب به مداد . چنين مىدانم كه فهم نكردى ، روشنتر از اين بگويم . » ( ص 182 )
« . . . پس كلام قديم به طريق الاولى غير حروف و غير اصوات و غير الحان باشد . و اين جمله
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٣٢