جشم ( - چشم ) ، جندان ( - چندان ) ، جراغ ( - چراغ ) و . . .
3 - حرف « پ » به صورت « ب » نوشته شده است . مثل : بس ( - پس ) ، باره ( - پاره ) ، مىبويند ( - مىپويند ) ، بوشيده ( - پوشيده ) و . . .
4 - واژههاى « حيات » و « مشكات » همه جا به صورت « حيوة » و « مشكات » نوشته شده است .
5 - فعلهايى چون « ببينى » و « ببيند » به صورت « به بينى » و « به بيند » نوشته شده است .
6 - شناسه « اند » همه جا ، جدا نوشته شده است . مثل : خداىاند ، دالاند ، مصاحفاند و . . .
7 - حرف « كه » وقتى به كلمه ديگر چسبيده به صورت « ك » نوشته شده است . مثل :
بدانك ، چنانك ، بلك ، آنك . در موارد معدودى به صورت معمول « چنان كه » و « بدانكه » به كار رفته است .
8 - « الف » در فعل « است » گاهى حذف شده است . مثل : چنانست ، ويست ، نور آفتابست ، خدايست ، دماغست و گاهى نوشته شده است . مثل : خلوت است ، چيز است ، مركب است ، نور است ، اندرون است و . . .
9 - كلماتى كه به الف ختم مىشوند و مضاف يا موصوف واقع مىگردند ، كسرهء اضافه آنها گاهى به صورت « ى » نوشته شده است . مثل : خداى عالم ، اقتضاى يك چيز ، بالاى اين نور ، سوداى بيهوده ، ما سواى خدا ، انتهاى اين مقام و . . .
گاهى كسرهء اضافه به صورت همزه نوشته شده است . مثل : چيزهاء بسيار ، اسماء حسنى ، اجزاء هر قالبى ، درويش بينواء سوخته و . . .
در برخى از كلمات كسرهء اضافه ظاهر نشده است . مثل : اسماء حسنى خود ، اسماء حسنى وى . در واژهء « حسنى » كسرهء اضافه با هيچ نشانهاى ظاهر نشده است .
10 - واژههايى كه به ياء ختم مىشوند گاهى چنين نوشته شدهاند : دوييى ، جائيى ، بگوئيى ، روشنائيى ، گوئيى .
11 - واژههايى كه به « ت » ختم مىشوند گاهى تاء در آنها به صورت « ة » نوشته شده است : قوة ، سورة ، كتابة ، بسلامة .
گاهى نيز به صورت « ت » : آيت ، ساعت ، قوت ، معرفت ، مثابت ، مرآت ، بهسلامت ، شريعت ، زيادت .
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٣٤