ظاهر شدن و پوشيده گشتن باشد . » ( ص 248 )
4 - هم حروفى يا واجآوايى . مثال :
« معيت خداى خلق با خلق خداى همچنان است كه معيت هوا با سراب . و به نزديك اهل حكمت سراب « نيستى » است « هستنماى » و هوا « هستى » است « نيستنماى » . و هوا حقيقت و عين سراب است و سراب خيال و نمايش است . و وجود سراب به هواست و ظهور هوا به سراب است . » ( ص 164 )
تكرار حروف « خ » ، « ه » و « س » حالت موسيقايى در اين عبارتها به وجود آورده است .
* * * « خواص اهل شريعت مىگويند كه قالب به مثابت خانه است و آن گوشت پارهء صنوبرى محسوس كه در پهلوى چپ است به مثابت طشت است و روح حيوانى كه در آن گوشت پارهء صنوبرى است به مثابت شمع است و روح انسانى به مثابت نور شمع است . پس نور در شمع است و شمع در طشت است و طشت در خانه است و تمام خانه به نور شمع منور و روشن است . » ( ص 194 )
تكرار حرف « ش » بهطور محسوسى كلام نسفى را موسيقايى ساخته است .
گاهى آهنگين بودن كلام او آوردن صنعتهاى لفظى را از قبيل سجع و جناس سبب مىگردد . مثال :
« و بعضى از اهل شريعت مىگويند كه به وقت حاجت به قدر حاجت در لوح محفوظ نوشته پيدا مىآمد و فرشته به فرمان خداى تعالى به انبيا مىآورد . » ( ص 230 )
در اين عبارت بين « وقت » و « قدر » سجع متوازى و بين « نوشته » و « فرشته » جناس مضارع وجود دارد .
5 - تكرار : تكرار يكى از ويژگيهاى نثر نسفى است . در اين كتاب نيز تكرار به صورتهاى مختلف به چشم مىخورد . تكرار در آثار نسفى از جهت لفظى دو صورت پيدا مىكند . گاهى تنها لفظ تكرار مىشود بدون آنكه ويژگى خاصى آشكار سازد و گاهى تكرار موجب آهنگين شدن كلام او مىگردد . مثال از نوع اول : « . . . زبده و خلاصه
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٢٨