تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ظاهر شدن و پوشيده گشتن باشد . » ( ص 248 ) 4 - هم حروفى يا واج‌آوايى . مثال : « معيت خداى خلق با خلق خداى همچنان است كه معيت هوا با سراب . و به نزديك اهل حكمت سراب « نيستى » است « هست‌نماى » و هوا « هستى » است « نيست‌نماى » . و هوا حقيقت و عين سراب است و سراب خيال و نمايش است . و وجود سراب به هواست و ظهور هوا به سراب است . » ( ص 164 ) تكرار حروف « خ » ، « ه » و « س » حالت موسيقايى در اين عبارتها به وجود آورده است . * * * « خواص اهل شريعت مىگويند كه قالب به مثابت خانه است و آن گوشت پارهء صنوبرى محسوس كه در پهلوى چپ است به مثابت طشت است و روح حيوانى كه در آن گوشت پارهء صنوبرى است به مثابت شمع است و روح انسانى به مثابت نور شمع است . پس نور در شمع است و شمع در طشت است و طشت در خانه است و تمام خانه به نور شمع منور و روشن است . » ( ص 194 ) تكرار حرف « ش » به‌طور محسوسى كلام نسفى را موسيقايى ساخته است . گاهى آهنگين بودن كلام او آوردن صنعتهاى لفظى را از قبيل سجع و جناس سبب مىگردد . مثال : « و بعضى از اهل شريعت مىگويند كه به وقت حاجت به قدر حاجت در لوح محفوظ نوشته پيدا مىآمد و فرشته به فرمان خداى تعالى به انبيا مىآورد . » ( ص 230 ) در اين عبارت بين « وقت » و « قدر » سجع متوازى و بين « نوشته » و « فرشته » جناس مضارع وجود دارد . 5 - تكرار : تكرار يكى از ويژگيهاى نثر نسفى است . در اين كتاب نيز تكرار به صورتهاى مختلف به چشم مىخورد . تكرار در آثار نسفى از جهت لفظى دو صورت پيدا مىكند . گاهى تنها لفظ تكرار مىشود بدون آنكه ويژگى خاصى آشكار سازد و گاهى تكرار موجب آهنگين شدن كلام او مىگردد . مثال از نوع اول : « . . . زبده و خلاصه