روغن كنجد رساند ، يك خروار كنجد نتواند رسانيد . » ( ص 180 ) ؛ « و نفس كلّ را مسجد الحرام گويد كه هركس به وى نمىتواند رسيد . » ( ص 198 ) ؛ « بعضى او را حس مشترك گفتند و از هر دو طرف ادراك مىتواند كرد . » ( ص 244 )
11 - به كار بردن « فهم كردن » به جاى مصدر جعلى آن يعنى فهميدن . مثال :
« اى درويش اگر اين سخن را فهم نمىكنى . . . » ( ص 154 ) ؛ « وقتى كه در ميان امكنهء عالم ملك كه جمله اجسامند ، به سبب لطافت و كثافت چندان تفاوت است كه هركس فهم آن نمىتواند كردن . . . » ( ص 155 ) ؛ « چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر از اين بگويم . » ( ص 166 )
12 - به كار بردن فعلهاى پيشوندى : در بيان التنزيل با پيشوندهاى زير فعلهاى پيشوندى ساخته شده است :
باز : باز شناختن ص 160 ؛ بازگشتن ص 210 ، 211 ، 245 ، 246 ، 248 ، 249 ؛ بازماندن ص 148 ، 149 ، 156 ، 158 ، 160 ، 168 ، 189 ، 199 ، 200 ، 233
بر : برآمدن ، ص 242 ، 245 ، 248 ؛ برآوردن ص 236 ؛ برخاستن ص 236 ، 237 ، 241 ، 244
در : درآمدن : ص 200 ، 201 ، 244 ؛ درآوردن ص 243 ، 244 ، درگذشتن ص 184 ، 244 ، 246 ؛ دريافتن ص 243 ، 44 ، 141 ، 191 ، 203 ، 244 ، 245
فرو : فروبردن ص 236
13 - به كار بردن فعل « دانستن » در معناى شناختن :
« هركه جسم خود را شناخت و روح خود را دانست ، عالم را شناخت و خداى عالم را دانست و . . . » ( ص 158 - 159 ) ؛ « چنان عجز و نادانى بر سالك غالب شود كه بيقين بداند كه ذات و صفات خداى را هيچكس چنانكه ذات و صفات خداى است ، ندانست و نخواهد دانست . » ( ص 161 )
14 - به كار بردن فعل در ميان جمله . مثال :
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٢١