تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
7 - به كار بردن فعل ماضى به جاى مضارع . مثال : « و چون دل سالك ، عرش نور خداى گشت و حقيقت نور خداى بر عرش دل سالك تجلى كرد ، سالك به كمال خود رسيد و انسان كامل گشت . » ( ص 149 ) 8 - به كار بردن فعل جمع براى صفت مبهم وقتى كه نقش نهادى مىپذيرد . براى برخى از صفات مبهم فعل مفرد به كار مىرود اما در بيان التنزيل گاهى فعل جمع و زمانى فعل مفرد به كار مىرود . مثال : هيچ : « نزديك خواص اهل وحدت آن است كه هيچ چيز از هيچ چيز پيدا نيامدند . » ( ص 182 ) گاهى فعل مفرد به كار مىرود : « هيچ چيز از هيچ چيز به خدا نزديك‌تر نيست . » ( ص 182 ) بعضى : « از سيزده طبقه چرا بعضى گردان و بعضى ساكنند . . . چرا كواكب بعضى بزرگند و بعضى كوچك و چرا بعضى بانورند و بعضى بىنور . . . » ( ص 182 ) ؛ « بعضى از مبتديان باشند كه . . . چنين گمان برند كه مگر از بيرون مىشنوند . » ( ص 224 ) گاهى فعل مفرد به كار مىرود : « و آنچه باقى ماند بعضى بلغم و بعضى خون و بعضى صفرا و بعضى سودا گردد . » ( 201 ) ؛ « بعضى مقدم و بعضى مؤخر باشد . » ( ص 230 ) جمله : هم با فعل مفرد و هم با فعل جمع به كار مىرود : « اگرچه افراد عالم جمله قابل فنا و عدمند . . . » ( ص 186 ) ؛ « بىهيچ شكى اين جمله خيال و نمايشند و به نزديك آنكه در خواب است ، در آن وقت جمله حقيقت مىنمايد . » ( ص 164 ) ؛ دو جمله در دو مرتبه حاصلند » ( 205 ) 9 - به كار بردن فعل مفرد براى فاعل جمع جاندار . مثال : « از خواص اهل شريعت سؤال كردند كه خداى چيست ؟ فرمود . . . » ( ص 143 ) به كار بردن فعل مفرد براى مسند اليه جمع : « و اجزاء هر چهار به‌غايت خرد باشد . » ( ص 205 ) ؛ « از اعتدال ، جسم معدن و روح معدنى پيدا مىشود . » ( ص 181 - 182 ) ؛ « صفات او به صفات قالب و افعال او به افعال قالب نماند . » ( ص 196 ) ؛ « حواس ظاهر پنج