سالهاى عمر او به نگارش درآمده است ، در بردارندهء محتواى ديگر آثار اوست و به تعبيرى چكيدهء آنها محسوب مىگردد و از حيث تشريح ديدگاههاى شخصى او در بين كتابها و رسائلش اهميت ويژهاى دارد . شيوهء نگارش و بيان مطالب در اين كتاب همانند ديگر آثار نسفى است كه بشرح گفته شد . مطالب آن از ديدگاه اهل شريعت ، اهل حكمت و اهل وحدت بيان مىشود و بهطور محسوس بر اعتقاد اهل وحدت تاكيد و عقايد آنان شرح مىگردد . در اينجا از بيان محتواى كتاب در اين مقدمه خوددارى مىشود زيرا علاوه بر آنكه متن مصحّح آن بهطور كامل در پى مىآيد ، در تحليل انديشههاى او و تعليقاتى كه بر اين كتاب نوشته شده ، مطالب آن تحليل گرديده است .
سبك بيان التنزيل
الف - ويژگيهاى صرفى و نحوى :
1 - به كار بردن « مى » براى فعل امر . مثال :
« و اينچنين كه در علم دانستى ، در جمله صفات همچنين مىدان » ( ص 211 ) ؛ « آخر در كارهاى ظاهر تجربه نكردى كه هيچ كارى بىاستاد ميسّر نمىشود ، در كارهاى باطن نيز همچنان مىدان . » ( ص 252 ) .
2 - به كار بردن « آمدن » بهعنوان فعل معين . مثال :
« و اگر نادانى گويد كه هر چهار چيز در يك مكان جمع آيد ، دانا داند كه امكان ندارد كه دو جسم در يك مكان ، در يك زمان جمع آيند . » ( ص 153 - 154 ) ؛ « و اگر كسى گويد كه از تأثير نفس فلكى دو چيز پيدا نيايد ؛ يا نفس نباتى پيدا آيد يا نفس حيوانى ، بدان كه از تأثير آفتاب در هر معدنى چيزى ديگر پيدا مىآيد . » ( ص 178 - 179 ) ؛ « از امتزاج اجسام عناصر ، مزاج پيدا مىآيد و از امتزاج طبايع عناصر ، روح پيدا مىآيد . » ( ص 181 ) ؛ « چون قالب تمام شد و تمام تسويه يافت ، نفس انسان پيدا مىآمد . » ( ص 197 )
3 - به كار بردن فعل « نيست » به صورت نه . . . است . مثال :