جداگانه نشاندى و اگر نشاندن درخت يك نوبت باشد اما درخت هرچندگاهى بر دهد و بعضى را يكى يكى باشد و بعضى را يكى ده باشد و بعضى را يكى هفتصد و بعضى را مضاعف و بعضى را بىحساب . مثلا كسى باشد كه به تدبير و انديشه عقل يك سخن نيك با يك فعل نيك از وى در وجود آيد . آن سخن يا آن فعل به مثابت درختى باشد كه بنشاند و از بر آن درخت مدت مديد چندان راحت و آسايش به وى رسد كه در حساب و شمار نيايد و آنچه خلاف اين باشد برعكس اين مىدان . 23 »
او همچنين يادآورى مىكند كه هر لذت و راحت و عذاب و رنجى كه فردا در بهشت يا دوزخ نصيب انسان مىگردد ، نمودار آن امروز در آدمى وجود دارد و عذاب و راحت را اينگونه تعبير مىكند : هركس با لذات جسمانى پيوند داشته باشد و از لذات روحانى بىبهره باشد وقتى از جسم جدا مىگردد براى او هيچ لذت و راحتى نمىماند و همه رنج و عذاب است و هركس در لذات جسمانى غرق نباشد در لذات روحانى كسب كرده باشد ، چون از جسم جدا ماند ، او را همه لذت و راحت باشد و رنج و عذاب از او دور گردد . او با تشريح ملايكه عذاب ، ميزان را با وجود انسان تطبيق مىكند و خاصيت اعمال نيك و بد را روشن مىسازد 24 . نسفى با بيان اين دو آيهء شريفهء
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
( فصّلت / 30 ) و
« هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ »
( الشعراء / 221 - 222 ) ، صحايف اعمال و كرام الكاتبين و نزول ملايكه و شياطين را بر نيكان و بدان چنين شرح مىدهد : هر سخنى كه انسان مىگويد و هر عملى كه انسان انجام مىدهد اثرى از آن باقى مىماند اما آن اثر بقا و ثباتى ندارد . اگر آن سخن و عمل چند نوبت تكرار شود ، آن اثر در وى باقى و ثابت مىشود و مثل كتابت مىگردد . اهل بينش اين آثار را ملايكه و اهل دانش ملكه مىخوانند . اين معنى نزول ملايكه و شياطين است و اين منظور سخن پيامبر ( ص ) است در اينكه فرمودند هركه حسنهاى بكند از آن حسنه فرشتهاى در وجود آيد كه او را ثواب مىدهد و هركه سيئهاى انجام دهد از آن شيطانى در وجود مىآيد كه او را عذاب مىدهد . چون اثرهاى باقى و ثابت اقوال و افعال انسان را كتابت مىنامند ، محل اين كتابتها را كتاب اعمال و صحيفهء اقوال