تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
تفصيل . پس در اين مرتبه به دل خداى را يكى داند و اين درجه اول « ايمان » است و در اين عالم او را « مؤمن » مىگويند تا به عالم « ايقان » رسد و از عالم اجمال به عالم تفصيل بزايد و بعث شود و هر چيز را چنان‌كه آن چيز است بداند و به تفصيل بداند ، اين زندگى را « حيات طيبه » گويند . . . و اين اطلاع يافتن را بر طبايع و خواص اشياء و اين جدا كردن حق را از باطل ، « قيامت كبرى » گويند كه « يوم الفصل » است . . . و اين درجه اول ايقان است و در اين عالم او را « نبى » گويند . . . تا به عالم « عيان » رسد و از عالم تفصيل و علم اليقين به عالم معاينه و عين اليقين بزايد و بعث شود . . . اين زندگى را « حيات حقيقى » گويند و اين ظاهر شدن نيستى خود و آشكار شدن هستى خداى و اين اطلاع يافتن بر طبايع و خواص اشياء و حقايق اشياء را « قيامت عظمى » گويند كه « يوم تبلى السرائر » است و اين اول درجه عيان است و در اين عالم او را « ولى » گويند . 12 » تطبيق زمين قيامت با وجود انسان و همچنين برقرارى تشابه بين انسان و زمين عرفات از نكته‌هاى بديعى است كه در اين باب بيان شده است 13 . او همچنين از ديدگاه حكما ، وقايعى را كه در روز قيامت اتفاق مىافتد ، مانند : « زده شدن كوهها چون پشم رنگين » و « از ميان برگرفتن درياها » را ، رمز مىشمارد و كوهها را حجاب ظلمانى و درياها را حجاب نورانى تعبير مىكند و روشن مىسازد كه از اين نظر قيامت ، روزى است كه حجابهاى ظلمانى و نورانى از پيش رو برداشته مىشود 14 . وى به اهميت شفاعت اشاره مىكند و آن را از نظر حكما چنين شرح مىدهد : عقول و نفوس عالم علوى ، نفس انسانى را بعد از جدايى از قالب به سوى خود جذب مىكنند . اين كشش از سوى عقول و نفوس عالم علوى ، شفاعت نام دارد 15 . او همچنين به تشريح بهشت و دوزخ از نظر اهل شريعت ، حكمت و وحدت و تناسخ مىپردازد . تعابير اهل شريعت در اين باب منطبق با آيات قرآنى است اما اهل حكمت و تناسخ تعبير ديگرى را از بهشت و دوزخ ارائه مىدهند . آنها عالم زير فلك قمر را كه عالم كون و فساد و عالم طبايع و ناميده مىشود ، دوزخ و عالم بقا كه بالاى فلك قمر است ، بهشت مىخوانند و عقل كلى و نفس كلى را بهشت خاص براى بندگان خاص مىدانند 16 . آنها براساس آيهء شريفهء
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 99 | عزيز الدين النسفي / سيد على اصغر مير باقرى فرد