اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
( مريم / 71 - 72 ) معتقدند كه همهء انسانها در دوزخ قرار مىگيرند و اهل ايمان و تقوا را از دوزخ بيرون مىآورند و به بهشت مىرسانند با تعبيرى كه حكما از دوزخ و بهشت ارائه كردهاند ، بر اين نظر دارند كه اهل كفر و ظلم چون روحشان كمال حاصل نمىكند در عالم سفلى يا دوزخ باقى مىمانند و مؤمنان و پرهيزكاران از اين جهت كه روحشان به كمال دست يافته ، به عالم علوى يا بهشت مىروند . اين ديدگاه با آراى شيخ اشراق در باب فلك زمهرير و اثير شباهت پيدا مىكند تصاويرى كه وى از عالم تحت القمر ترسيم مىكند و ويژگيهايى كه براى زمهرير و اثير و عبور انسان از آنها برمىشمارد مىتواند به گذشتن آدمى از عالم كون و فساد و رهانيدن او از دوزخ تعبير شود 17 .
از ديدگاه اهل وحدت ، دوزخ عبارت از صفات و اخلاق بد و صحبت ناموافق و جهل و تفرقه است و بهشت ، علم و جمعيت و ترك دنياست . او با تشريح دركات دوزخ و درجات بهشت با همين شيوه ، در ماهيت وعد و وعيد انبياء الهى مىگويد :
انبياء بزرگ بر طبايع و خواص اشياء اطلاع يافتند و امر و نهى و وعده و وعيد آنها از جهت خواص اشياء بود . آنها نمىتوانستند به هركسى بگويند كه راست و دروغ و حلال و حرام و ديانت و خيانت و . . . چه خاصيت دارد به همين سبب به مردم مىگفتند كه هركه دروغ گويد و خيانت كند ، در دوزخ جاى مىگيرد و به عذاب و عقوبت بسيار گرفتار مىشود و هركه راست گويد و ديانت نگه دارد ، جايگاه وى بهشت است و در آن راحت و با سعادت زندگى مىكند . در اين سخن ، هدف انبيا حاصل مىشود زيرا هركه راست گويد خاصيتى يابد كه نيك باشد و دروغ را ترك مىگويد تا از خاصيت بد در امان باشد 18 .
او از ديدگاه اهل حكمت دربارهء بهشت و دوزخ و مسائل ديگر نكات بديعى را مطرح مىكند : گذشتن از صراط منظور نزول و عروج روح انسانى است و عالم طبيعت دوزخ نام دارد . اينسو و آن سوى صراط ، عالم طبيعت است و راه وسط آن كه طريق به سلامت رسيدن است ؛ عقل ناميده مىشود . اگر كسى از راه عقل انحراف پيدا كرد در دوزخ گرفتار مىگردد 19 . زمانى كه در كسى عقل نباشد يا كسى به فرمان عقل كار نكند پنج حسّ ظاهر و دو حس باطن ، " هفت در " دوزخ محسوب مىشوند و اين مدركات هفتگانه سبب رنج و عذاب او مىگردند و ، و آن كسى كه