تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
مىخوانند ، اعتقاد دارند كه عكس و ظل و خيال را معاد نباشد 6 . گروه اول اصحاب نور دربارهء معاد معتقدند كه جسم و روح آدمى از يكديگر جدا نيستند و باهم از خاك برمىآيند و در هر مرتبه نامى مىگيرند تا به مرتبه انسانى كه غايت آنان محسوب مىشود ، مىرسند و باز به خاك برمىگردند . گروه دوم اصحاب نور ، اعتقاد دارند كه عالم اجسام از عالم ارواح جداست . آنها با تشبيه عالم ارواح به چراغ يا نور آفتاب و عالم اجسام به مشكات و خانه ، روشن مىسازند كه عالم ارواح ، يك نور است و در اين نور تغيير و تبديل راه ندارد و مبدأ و معادى نيز براى آن نمىتوان در نظر گرفت زيرا هميشه بر يك حال بوده است و خواهد بود . اما عالم اجسام كه قالب موجودات است ، تغيير و تبديل و مبدأ و معاد در آن راه پيدا كرده است و از خاك به مراتب برمىآيد و باز به خاك بازمىگردد 7 . از سخن نسفى برمىآيد كه در بين اهل وحدت ، اصحاب نار از آن جهت كه عالم آفرينش را عكس و خيال مىدانند ، به معاد اعتقادى ندارند و اصحاب نور هرچند به معاد معتقدند اما نظر آنان در اين‌باره بسيار متفاوت با ديدگاه اهل حكمت و شريعت است . آراى ديگرى در آثار نسفى به اهل وحدت نسبت داده شده كه تنوع ديدگاههاى آنها را آشكار مىسازد . از جمله اينكه گروهى از اهل وحدت با تاكيد بر اينكه صفات خداوند هيچ‌گاه تغيير پيدا نمىكند اما صورت صفات دگرگون مىشوند ، اعتقاد دارند كه نور وجود گاهى در عالم منتشر و گاهى مجتمع مىگردد و هر موجودى از جمله هر انسان دريچه‌اى است كه اين نور از آن سر بيرون مىكند . اين موجودات دچار تغيير و تبديل مىگردند اما در آن نور ، هيچ تبديلى پيدا نمىكند . گروه ديگرى از اهل وحدت برآنند كه نه تنها صفات خداوند ، ثابت و بىتغيير است ، بلكه صورت صفات نيز يكسان است . يعنى مثلا از صفت علم خداوند ، اگر در جهان ده انسان دانا وجود داشته باشند ، اين تعداد از آغاز ثابت بوده و در آينده نيز تغيير نمىكند . گروه ديگرى با تقسيم وجود به جوهر و عرض ، مبدأ و معاد را تنها در مورد اعراض صادق مىدانند . نسفى اين ديدگاهها را نقد مىكند و عيوب آنها را آشكار مىسازد 8 . نسفى نظر ديگرى را دربارهء معاد از ديدگاه اهل وحدت بازگو مىكند و بر آن انگشت ايراد نمىنهد . از اين نظر قوت و فعل به دو درياى محسوس و معقول يا