موجود نيست امّا وقتى با قالب ، بالفعل موجود شد ، اين حالت را بعد از جدايى از جسم نيز حفظ مىكند . اين نفس كه براى طلب كمال به جسم پيوسته ، بعد از مفارقت از قالب ، اگر به كمال دست يافته باشد به عالم خود كه عالم علوى است باز مىگردد و اگر در اين قالب به كمال نرسيده باشد ، بعد از جدايى از جسم نمىتواند به عالم خود بازگردد و در همين عالم كون و فساد باقى مىماند 3 .
دربارهء سرنوشت نفوسى كه در عالم كون و فساد باقى مىمانند ، بين حكما اختلاف وجود دارد . گروهى از حكما شش حالت براى نفس ناطقه بعد از مفارقت از بدن در نظر مىگيرند و اين نفس را براساس داشتن يا نداشتن علم و تقوا به ساده يا غير ساده و پاك يا ناپاك و كامل يا ناقص تقسيم مىكنند و اعتقاد دارند كه اگر نفس ناطقه به كمال نرسد ، و از تقوا بىبهره باشد ، اما توفيق كسب علم پيدا كند و مدتى زير فلك قمر باقى مىماند تا با گذشت زمان پاك شود و تقوا حاصل كند و به عالم خويش بازگردد نفوسى كه علم و تقوا كسب نكنند ، براى هميشه در عالم كون و فساد باقى مىمانند ، گروهى از حكما اين نفوس را به جن تعبير مىكنند . گروه ديگرى كه اهل تناسخ ناميده مىشوند ، برآنند نفوسى كه از علم و تقوا بىبهرهاند ، به قالب ديگر مىپيوندند تا علم و تقوا حاصل كنند و به عالم خويش بازگردند 4 .
بين اهل شريعت با حكما در سرنوشت نفوس بعد از مفارقت از قالب ، اختلاف وجود دارد . اهل شريعت اعتقاد دارند كه ارواح انسانها پيش از اجسادشان موجود هستند و هريك مقامى خاص دارند و به همين سبب زمانى كه اين ارواح در جسمها نزول و باز عروج مىكنند ، هريك تا مقام اول بالا مىروند و امكان رسيدن به مقامى بالاتر براى آنان فراهم نيست . اهل حكمت برآنند كه نفوس انسانها پيش از آفرينش بدنهايشان ، بالفعل موجود نبودهاند و از اين جهت مقامى مشخص ندارند و از پيش جايگاه آنان تعيين نشده و هريك بنا بر استعداد و سعى و كوشش خود مىتوانند به مقامى عالى دست پيدا كنند 5 .
آراى اهل وحدت دربارهء معاد ، دقيقا براساس ديدگاههاى آنان دربارهء دوام و بقاى هستى بنا نهاده شده است . نسفى ديدگاههاى اهل وحدت را در اينباره با همان تقسيمبندى اصحاب نار و اصحاب نور تشريح مىكند . هر دو گروه اصحاب نار كه وجود حقيقى را يكى بيش نمىدانند و تمام موجودات عالم را خيال و نمايش
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٩٦