در نظر اهل شريعت حكم ، قضا ، قدر و تقدير خدا يكسان و مترادف تفسير مىشوند . نسفى اعتقاد دارد كه حكم ، قضا و قدر متباينند و معانى مختلف دارند . او علم خدا را حكم خدا و پديد آوردن اسباب را قضاى خدا و به كار درآوردن اسباب را قدر خدا مىنامد و روشن مىسازد كه ردّ حكم و قضاى الهى ممكن نيست اما قدر را مىتوان با استفاده از تدبير و انديشهء آدمى كه خود يك قدر الهى است تغيير داد زيرا تدبير انسان در انجام امور و ايجاد تغيير و تاخير قدر ، مؤثر و نافذ است 85 .
براى تبيين قضا و قدر و جبر و اختيار ، او بعد از شرح ويژگيهاى لوح محفوظ آن را دو نوع مىداند : يكى عام و ديگرى خاص . لوح محفوظ عام ، لوحى است كه همهء وقايع عالم از ازل تا ابد در آن نوشته شده و لوح محفوظ خاص ، آن است كه بعضى از امور عالم در آن ثبت شده باشد . وى تعداد لوح محفوظ عام را يكى برمىشمارد كه جبروت نام دارد و رق منشور نيز گفته مىشود و تعداد الواح محفوظ خاص را سه برمىشمارد : عقل اول يا بيت معمور ، فلك اول يا سقف مرفوع و نطفه آدمى يا بحر مسجور . او براساس آيهء شريفهء
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
( انعام / 59 ) ، افلاك و انجم را لوح محفوظ و كتاب خدا معرفى مىكند كه تمام وقايع ، از گذشته تا آينده ، در آن ثبت شده است و در عالم سفلى آشكار خواهد شد 86 .
وى به رغم اعتقاد به اينكه تمام وقايع عالم در لوح محفوظ مكتوب شده و در عالم آشكار خواهد شد ، انسان را داراى اختيار مىداند و در اينباره چنين مىنويسد :
« بدان كه شك نيست كه افلاك و انجم ، لوح محفوظ و كتاب خدايند و هر چيز كه در اين عالم بود و هست و خواهد بود ، جمله در كتاب خدا نوشته است و قلم خشك گشته است و هر چيز كه در كتاب خداى نوشته است ، در اين عالم سفلى آن چيز ظاهر خواهد گشت . اما بدان كه احكامى كه در افلاك و انجم نوشته است ، احكام كلى است نه احكام جزوى و اثرها كه در اين عالم سفلى از حركات افلاك و انجم ظاهر مىشوند بر وجه كلى ظاهر مىشوند نه بر وجه جزوى . به اين سبب ما را اختيارى هست و حاصل كردن آنچه مىخواهيم و دفع كردن آنچه نمىخواهيم به سعى و كوشش ما ، باز بسته است . اگر چنان بودى كه در افلاك و انجم احكام جزئى نوشته بودندى و اثرها كه از حركت افلاك و انجم در اين عالم ظاهر مىشوند ، بر وجه جزئى ظاهر شدندى ما را در هيچ چيز اختيار نبودى و