تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
سعى و كوشش ما ضايع بودى و دعوت انبيا و تربيت اوليا و تأليف و تأديب علما عبث بودى و تدبر عقلا و معالجت حكما بىفايده بودى . 87 » او دامنه اختيار را در انسان محدود مىسازد و او را برخوردار از اختيار مطلق نمىداند . از ديدگاه او انسان در حصار جبر قرار ندارد و همچنين به‌طور كامل مختار نيست . وى براى شرح اين موضوع ، روشن مىكند كه آنچه در رق منشور يا جبروت و بيت معمور يا عقل اول وجود دارد ، جمله در سقف مرفوع يا فلك اول جمع مىگردد و در واقع آن سه لوح محفوظ ، يكى مىشوند و به همين سبب دو لوح محفوظ در عالم وجود دارد : يكى سقف مرفوع و ديگر بحر مسجور يا نطفه . وقايع مكتوب در سقف مرفوع به طريق كلى در عالم سفلى آشكار مىشود و امورى كه در بحر مسجور ثبت شده به طريق جزئى در انسان ظهور پيدا مىكند . انسان از جهت ارتباط با امورى كه در فلك اول مكتوب است ، داراى اختيار است و از جهت ارتباط با امورى كه در نطفه قرار دارد مجبور . زيرا احكام در فلك اول ، كلى است و انسان اختيار دارد چيزى را حاصل كند يا با سعى و كوشش از خود دفع نمايد و احكام نطفه جزئى است و به طريق جزئى در آدمى ظاهر مىگردد ، پس انسان از خود اختيارى ندارد 88 . از نظر او سعادت ، شقاوت ، ديانت ، امانت و . . . با نطفهء آدمى همراه است و انسان نمىتواند آن را از خود دفع نمايد . « و السّعيد من سعد فى بطن امّه و الشّقىّ من شقى فى بطن امّه » تفسير مىگردد . در پاسخ به اين سؤال كه اگر ما بپذيريم سعادت و شقاوت انسان با نطفهء او همراه است پس چرا بعضى در آغاز عمر ، داراى مال و جاهند و در آخر عمر آن را از دست مىدهند و بعضى در آخر عمر به مال و جاه دست مىيابند و در جمله چيزها چنين وقايعى اتفاق مىافتد ، اشاره به خاصيّت « ازمنه اربعه » مىكند و نقش مهمى براى آن در زندگى انسان در نظر مىگيرد . از نظر او به سبب گردش افلاك و انجم و تأثير آنها بر عالم سفلى ، در هر زمانى خاصيتى پديد مىآيد و هر زمانى شايسته كارى مىگردد . در چهار مقطع اين خاصيت بيشتر آشكار مىشود : الف ) زمانى كه نطفه در رحم قرار مىگيرد ب ) زمانى كه صورت فرزند پيدا مىشود