اذكار . وى همچنين از ديد اهل وحدت ، سالكان را به ارضى و سماوى تقسيم مىكند و مركب سالكان ارضى را ذكر و مجاهده و مركب سالكان سماوى را فكر و مشاهده مىخواند 56 .
در نظر او براى سالك ، معرفت چهار چيز ضرورى است : معرفت مقصد ، معرفت رونده به مقصد ، معرفت راه به مقصد و معرفت هادى و پيشوا 57 . او سلوك و طلب را صفت دل مىخواند و طلب را نيز دو قسم مىداند : يكى طلب الى اللّه و ديگر طلب فى اللّه و اشاره مىكند كه گاهى اين طلب در دل قوى مىگردد چنانكه به بيرون سرايت مىكند و بيرون را هم به كار وامىدارد . كار اندرون ، نيت خالص ، همت عالى و فكر است و كار بيرون ، رياضت بدنى و ذكر . او با بيان دلايلى زمان مناسب سلوك را در طول حيات بين بيست تا چهل سالگى مىداند و كيفيت و كميت رياضتها و مجاهدتها را در سالهاى مختلف عمر توضيح مىدهد و شرايطى را براى سلوك تشريح مىكند 58 .
او با بيان وجوه تسميهء صوفى ، نيت سالك را در سير و سلوك بسيار مهم مىداند و اعتقاد دارد ، سالك در رياضتها و مجاهدتها نبايد طلب خدا كند زيرا خدا محتاج طلب كردن بندگان نيست و به دنبال كشف اسرار و ظهور انوار نيز نباشد زيرا دستيابى به اسرار و ظهور انوار ، هريك به مرتبهاى از مراتب انسانى اختصاص دارد و انسان تا به آن مرتبهء مخصوص نرسد ، اين صفات در او آشكار نمىگردد . او با تشبيه انسان به درخت ، مىنماياند همان گونه كه درخت مراتب دارد و در هر مرتبهاى يكى از ويژگيهاى درخت ظاهر مىشود و كار باغبان آن است كه تنها زمين را نرم گرداند و شرائط را براى رشد و پرورش آن فراهم سازد تا مراتب درخت بهطور كامل پديد آيد و هريك به وقت خود ظاهر گردد ، سالك نيز بايد هنگام رياضت و مجاهدت نيت كند كه مراتب انسانى در او به كمال ظاهر شود 59 . او تمام علوم را در وجود انسان مكنون مىداند و اعتقاد دارد كه انسان بايد هرچه مىخواهد نه از بيرون كه از خود طلب كند . زيرا علمى كه از راه گوش به دل مىرسد مانند چاهى بىآب است كه از چاه ديگران در آن آب ريخته شود . اين آب علاوه بر آنكه بقايى ندارد ، زود عفن مىگردد و بيماريهاى متعدد پديد مىآورد . از نظر او علم بيرون هم ، بيمارى عجب ، كبر و دوستى مال و جاه به دنبال دارد و براساس من اخلص للّه اربعين
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٨٦