تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نسفى با تشبيه ظاهر انسان به ظرف و باطن انسان به مظروف ، مىگويد : تا ظاهر انسان اصلاح نگردد باطن انسان نيز راست نمىشود ، بر همين اساس ، انگيزه دعوت انبيا و اوليا را اصلاح ظاهر انسانها - كه اقوال ، افعال و اخلاق آنهاست - مىداند . او روشن مىسازد ، زمانى كه ظاهر و باطن انسان اصلاح و صافى شد ، باطن مىتواند از عالم غيب كه عالم ملايكه و ارواح پاكان است ، اكتساب علوم و اقتباس انوار كند و هرچه در عالم غيب باشد ، در آيينهء باطن ظاهر گردد . وى كه تعابيرش به آراى شيخ اشراق در باب امكان كسب علوم بدون استاد شبيه است ، علم و معرفتى را كه از اين طريق حاصل مىشود ، وجد ، وارد ، الهام و علم لدنّى مىداند . از نظر او رسيدن به اين معرفت به كافر يا مسلمان بودن ، ارتباط ندارد و هركس كه آيينهء دل را صافى كند ، مىتواند به اين علم و معرفت دست يابد 51 . او براى رسيدن به معرفت دو راه معرفى مىكند : يكى طريق تحصيل و تكرار و ديگرى طريق مجاهده و اذكار . سالكان كوى شريعت راه اول را در مدرسه و رهروان طريقت راه دوم ، يعنى مجاهده و اذكار را در خانقاه برمىگزينند . هر دو طريق ، پيروان بسيار دارد و سالكانى كه در مسير تحصيل و تكرار گام برمىدارند با يادگيرى و تعلم بر دانسته‌هايشان مىافزايند و رهروانى كه به مجاهده و اذكار پرداخته‌اند ، هر روز چيزى از آنچه مىدانند ، فراموش مىكنند . در يك طريق ، وظيفه آن است كه هر روز چيزى از كاغذ سپيد ، سياه كنند و در طريق ديگر از دل سياه چيزى سپيد گردانند 52 . او در تعابيرى زيبا و شاعرانه كه بسيار شبيه به اشعار مولانا در مثنوى است ، اين دو طريق را چنين معرفى مىكند : « اى درويش ، بعضى از سالكان گفتند كه ما حرفت نقاشى بياموزيم و لوح دل خود را به مداد تحصيل و قلم تكرار به جمله علوم منقش گردانيم تا جمله علوم در دل ما ، مكتوب و منقش شود ، و هر چيز كه در دل ما مكتوب و منقش شد ، محفوظ ما گشت ، پس دل ما لوح محفوظ گردد و بعضى از سالكان گفته‌اند كه ما حرفت صيقلى بياموزيم و آيينهء دل خود را به مصقل مجاهده و روغن ذكر ، پاك و صافى گردانيم تا دل ما شفاف و عكس‌پذير شود تا هر علمى كه در عالم غيب و شهادت است ، عكس آن در دل ما پيدا آيد و عكس بىشبهه‌تر