اهل استدلال علاوه بر مسبّب ، اسباب نيز عاجز و ناتوانند . از نظر خواص ، نسبت به خدا هيچكس مقدم و مؤخر نيست و راه انسان به خداى از طريق عرض است نه طول 47 .
اهل كشف يا خاص الخاص از راه كشف و عيان به معرفت مىرسند و هستى و يگانگى خدا را با زبان و دل تصديق مىكنند . اين گروه تمام حجابها را پاره كرده ، به ديدار خدا نايل مىشوند و غير او را نمىبينند . و همه چيز را يكى مىبينند و يكى مىدانند . او در تبيين اعتقاد اهل كشف به مفهوم توحيد ، اتحاد و وحدت مىپردازد و بين اين سه تفاوت قايل مىشود . وى توحيد را يكى كردن و اتحاد را يكى شدن ، مىداند . اشاره مىكند كه طبق معناى توحيد چيزهاى بسيار را مىتوان يكى كرد و براساس مفهوم اتحاد ، دو چيز يكى مىگردند . پس در توحيد و اتحاد كثرت وجود دارد . بالاتر از توحيد و اتحاد ، وحدت است كه به مفهوم يگانگى است و در يگانگى كثرت وجود ندارد . از اين جهت ، گروهى كه به عين اليقين رسيدند ، و تنها هستى را از آن خدا مىدانند و كثرت را نمىبينند ، اهل وحدت ناميده مىشوند . از نظر آنها بين انسان و خدا راهى وجود ندارد و هر چيز غير از خدا حتى وجود انسان نيز بايد از ميان برخيزد 48 .
نسفى كه در آراى مربوط به وحدت وجود ، به اصحاب نور گرايش نشان مىدهد ، بيشتر به مراحل انبساط وجه خدا توجه دارد ، نه ترك و ناديده گرفتن جهان 49 . وى بر محور بحث ذات ، وجه و نفس ، كه در فصل پيش بدان اشارت رفت ، وجود خداوند را نورى نامحدود و نامتناهى مىداند كه تمام موجودات عالم را در بر مىگيرد و با هر ذرهاى از ذرات هستى ، همراه است . انسان براى رهايى از شرك و رسيدن به توحيد حقيقى ، بايد به اين نور برسد و آن را مشاهده كند . او رسيدن به اين نور را ممكن مىشمارد و حكايتى از شيخ خويش بيان مىكند كه به اين نور رسيده بود . نسفى هرچند رسيدن به اين نور نامحدود و نامتناهى را بهغايت مشكل مىداند اما كيفيت رسيدن به آن را تشريح مىكند . او تاكيد مىكند كه هركس از اين نور خبر داد به اين مفهوم نيست كه به ذات آن دست يافته بلكه از وجه آن خبر پيدا كرده است . داستان حضرت موسى ( ع ) و فرعون را در قرآن يادآورى مىكند و تفسير زيبا و بديعى از مناظرهء موسى و فرعون ارائه مىدهد 50 .
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٨٣