بيان التنزيل كه درباره شب قدر و روز حشر است ، روايت تقريبا متفاوتى است از فصل هفتم كشف الحقائق 11 .
خصوصيت اصلى كتاب تنزيل در اين است كه مؤلف هريك از سؤالات اساسى را از نقطهنظر شش سالك ناشناس مورد بحث قرار مىدهد اما در كتاب بيان التنزيل اين ويژگى جاى خود را به طوايف سهگانه اهل شريعت ، اهل حكمت ، و اهل وحدت مىدهد كه نمايندگان آن به ترتيب عبارتند از فقها ، حكما و موحدان . نسفى اين ويژگى اخير را در كتاب كشف الحقائق و اثر متأخّر بر آن يعنى زبدة الحقائق نيز مراعات كرده است . در كتاب كشف الحقائق هريك از اين طوايف سهگانه به مراتب جزئىترى نيز تقسيم گرديدهاند لكن ملاكهاى اين تقسيمات جزئى يكسان نيستند . در باب اهل شريعت و تقسيمات آن تفاوتها بسيار واضح و آشكار است . در كتاب كشف الحقائق از اهل شريعت به اهل ظاهر تعبير گرديده كه شامل دو فرقه شيعه و سنّى مىشود . اما در كتاب بيان التنزيل اهل شريعت به سه دسته تقسيم شدهاند كه به ترتيب عبارتند از عوام ، خواص و خاص الخواص . البته اين تقسيمبندى قبل از آنكه مبتنى بر عقايد اهل ظاهر باشد ناشى از آراء كلامى ، عرفانى و باطنى است . تمايز اين سه دسته به طورى كه در آغاز متن بيان گرديده ناشى از درك و دريافت آنها از خداوند است . از نظر اهل شريعت خداوند موجودى است كه تغيير نمىكند ( الموجود الّذى لا يمكن ان يتغيّر ) و حال آنكه عالم موجودى است كه دستخوش تغيير و دگرگونى مىشود ( الموجود الذى يمكن ان يتغيّر ) اين تعريف دوگانه دقيقا همان تعريفى است كه نسفى در كتاب كشف الحقائق به رسول اكرم ( ص ) 12 و يا طبق متن چاپى به امير المؤمنين على عليه السلام 13 نسبت مىدهد . از نظر خواص خداوند نور مطلق است و حال آنكه براى خاص الخواص خداوند نور منبسط است . در اينجا بدون اينكه بخواهيم وارد جزئيات مطلب بشويم ، مىتوان گفت كه نگرش اهل شريعت بهطور كلى نگرشى است كه به وسيلهء سالك نخستين در كتاب تنزيل عرضه شده و به عبارت ديگر مىتوان گفت چنين نگرشى كمابيش مبتنى بر سنت است و داراى ويژگيهاى عرفان متكلمانه اهل سنت مىباشد ، و حال آنكه بينش خاص الخواص مطابق با نگرش سالك ششم است كه كاملا داراى جنبه باطنى است و اين نگرش باطنى بالاخص در مبحث معاد كاملا به چشم مىخورد .
دسته دوم يا گروه متوسط از ميان اهل شريعت كه نسفى از آن به خواص تعبير كرده
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة نسفى و بيان التنزيل و پيشگفتار 11
مساهمون: عزيز الدين النسفي
صنسفى و بيان التنزيل و پيشگفتار ١١