تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة نسفى و بيان التنزيل و پيشگفتار 9

مساهمون:

صنسفى و بيان التنزيل و پيشگفتار ٩
شده . 7 در مقدمهء دو نسخه از شش نسخهء خطى رساله‌اى كه فوقا بدان اشاره شد ، پسوند حسن تعليل به اسم كتاب افزوده شده است . چنان كه در مورد رسالهء نخست يادآور شديم ، خود نسفى اثر خويش را با نام بيان التنزيل ناميده و چنان كه گفته است اين اثر را براى عده‌اى از مريدانش نگاشته كه از او خواسته بودند كتابى مفصل‌تر از كتاب تنزيل ، اما مختصرتر از كشف الحقائق بنگارد . اين اثر بجاى بيست فصل ( اصل ) تنها مشتمل بر ده فصل است و همان‌طور كه در مقدمه نيز يادآور شده ، اين فصول را به روش همان كتاب تنزيل به تحرير درآورده با اين تفاوت كه در اينجا مفصل‌تر و مبسوطتر هستند ، اما اين رساله به‌طور كلّى تا حدودى مختصرتر از بخش اول تنزيل موجود است . از شواهد و قرائن چنين پيداست كه بيان التنزيل مدتهاى مديد بعد از فرايند دوباره‌نويسى تأليف گرديده زيرا در اين كتاب نه تنها فرازهايى از كليه آثار قبلى نسفى و كتاب تنزيل اصلى كه فعلا موجود نيست آورده شده ، بلكه پاره‌اى از عبارات كتاب كشف الحقائق نيز درج شده . چنان كه مىدانيم نسفى كتاب كشف الحقائق را در سال 680 هجرى / 1281 ميلادى به پايان آورده ، اما فقط هفت فصل از فصول دهگانه وعده داده شده را در آن زمان منتشر كرد و سه قسمت ديگر كتاب را بر اثر خواب مشهورى كه ديده بود منتشر نكرد . زيرا حضرت رسالت ( ص ) با او دستور دادند كه تا هفتصد سال از هجرت ايشان نگذرد اين كتاب را در ميان خلق منتشر نكند اما اين سه قسمت اخير تاكنون در هيچ نسخه‌اى يافته نشده است 8 . نسفى در مقدمه كتب بيان التنزيل خواننده را به بخشى از كتاب كشف الحقائق ارجاع مىدهد كه در آن توضيح داده كه چرا ، كى و چگونه متن اصلى و اسرارآميز بيان التنزيل را « الهام » گرفته ولى در بخشهاى هفتگانه كشف الحقائق چنين فرازى وجود ندارد و لذا خواننده مىتواند حدس بزند كه اين اثر بعد از سال 700 هجرى / 1300 ميلادى نوشته شده و اين تاريخ درست همان زمانى است كه نسفى لااقل صدساله بوده است . بنابراين شايد بتوان اين‌گونه گفت كه اين متن نه توسط خود نسفى بلكه توسط يكى از محارم و نزديكان او منتشر شده و به اين ترتيب معضل قرار دادن يك عنوان واحد براى دو تأليف متفاوت از يك مؤلف نيز حل شود ، بدين معنى كه خود مؤلف هرگز يك عنوان واحد را براى دو كتاب قرار نداده بلكه كس ديگرى ، مثلا يكى از نزديكان او بر اثر بىاطلاعى مرتكب چنين خطايى شده است . در