او اشاره مىكند كه سعد الدين در حق اين صاحب زمان كتابهاى متعدد تأليف كرده و او را بسيار مدح گفته است . او را داراى علم و قدرت بكمال مىداند كه تمام روى زمين را زير حكومت خويش درمىآورد و به عدل آراسته مىكند و كفر و ظلم را از روى زمين برمىدارد . از محتواى سخنان نسفى برمىآيد كه سعد الدين به صاحب زمان عشق مىورزيد و در هر فرصتى از قدرت و كمال او سخن مىگفت و زمان بيرون آمدن او را مشخص مىكرد . تا حدى كه نسفى مىگويد مطالب او از قدرت فهم ما خارج مىشد و سرانجام روزى اين موضوع را به او گفتيم . شيخ برنجيد و ما ديگر از اين سخنان بر زبان جارى نكرديم زيرا اين حقايق را انسانهاى كامل درمىيابند و شيخ هرچه مىفرمايد از سر ديد فرمايد و ديگران از فهم آن عاجزند 39 .
خواب ، الهام ، وحى
از مباحثى كه در آثار نسفى مطرح شده و با موضوع انبيا ، اوليا و اصحاب كمال پيوند دارد ، تفسير خواب ، الهام و وحى است . وى به همراه ديدگاههاى اهل شريعت و حكمت در اينباره ، آراى اهل وحدت و اعتقاد خويش را شرح مىدهد . در بيان نظر اهل شريعت ، اين موضوع را با فرشتگان الهى پيوند مىدهد و بعد از تفسير داستان حضرت مريم و ابراهيم در قرآن ، خواب ، الهام ، وحى و ارتباط آنها را با يكديگر توضيح مىدهد 40 .
وى در تبيين نظر اهل حكمت ، به سه قوّهء ادراك ، عملى و خيالى در وجود انسان اشاره مىكند و ضمن مخالفت با اهل شريعت ، الهام و خواب راست را چنين شرح مىدهد : ملائكه آسمانى همه پاك و صافى و داراى علم و طهارتند و هركس با رياضت و مجاهدت ، به آن صفات دست يابد ، با ملايكه آسمانى مناسبت پيدا مىكند و همچون دو آيينه صافى در مقابل يكديگر قرار مىگيرند . از نظر حكما روح انسانى در اثر رياضت و مجاهدت ، در اعتدال همچون فلك و نفس ناطقه در تجرد مانند نفس فلكى مىگردد و وقايع از نفس فلكى در نفس ناطقه به طريق كلّى ظاهر مىشود و نفس ناطقه به طريق جزئى با متخيله حكايت مىكند و از متخيله در حس مشترك نازل مىشود و اين حالت براى انسان محسوس مىگردد كه هر چيز را كه در