ناميده مىشود 33 .
نسفى بحث نبوت و ولايت را بر تفسير و تبيين نقش مهم ولايت متمركز مىسازد و از جنبههاى مختلف سيماى ولايت را روشن مىكند . از جمله وى ، ولايت را نزديكى و دوستى يا قرب و محبت تعبير مىكند و آن دو را يك مقام برمىشمارد . از نظر او محبت بعد از قرب تحقق مىيابد و قرب به معرفت تفسير مىشود و نتيجه مىگيرد ، معرفت هرچه زيادتر باشد ، محبت نيز بيشتر است . خداوند هركس را به ولايت خود برگزيند ، معرفت ذات و صفات خويش را در حد توانش به او عطا و نام او را در دفتر اوليا ثبت مىكند 34 .
مراتب اولياء
در نظر حكما و عرفا همان گونه كه مقام تمام انبيا برابر نيست ، مراتب اولياء نيز متفاوت است . پيش از او مراتب اوليا و تعداد آنها در هر مرتبه و مباحث مربوط به آن ، در آثار عرفانى از جمله كشف المحجوب انعكاس يافته بود اما سخن نسفى نظم خاصى دارد و مفصلتر است و طبيعى است كه نكتههاى بديع و نتايج جامعترى نيز در بر داشته باشد 35 . او در اين زمينه باب سخن را با استناد به يك حديث نبوى چنين مىگشايد :
« بدان كه حضرت رسول ( ص ) مىفرمايد كه هرگز عالم از اولياء خدا خالى نباشد و پيوسته در عالم برگزيدگان حق باشند و طبقات ايشان شش است و عدد ايشان سيصد و پنجاه و شش . طبقهء اوّل سيصدانند و طبقه دوم چهلتنانند و طبقهء سوم هفتتنانند و طبقه چهارم پنجتنان و طبقه پنجم سهتنان و طبقه ششم يكى است . سيصدان بر دل آدمند و چهلتنان بر دل ابراهيم و هفتتنان بر دل موسى و پنجتنان بر دل جبرئيل و سهتنان بر دل ميكائيل و يكى بر دل اسرافيل « 1 » . هرگاه آنكه بر دل اسرافيل است از اين دنيا نقل كند ، خداى از سهتنان يكى را به مقام وى رساند و از پنجتنان يكى به مقام سه تنان و از هفتتنان يكى به مقام پنجتنان و از چهلتنان يكى به مقام هفتتنان و از سيصدان يكى به مقام چهلتنان
هامش
( 1 ) . در كتاب انسان كامل ، تعابير او در اينباره متفاوت است : « سيصدتنان بر دل آدمند و چهلتنان بر دل موسىاند و هفتتنان بر دل عيسىاند و پنجتنان بر دل جبرئيلند و سهتنان بر دل ميكائيلند و يكى بر دل اسرافيل است . » ( انسان كامل ، ص 319 )