تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مىرساند و از خلصان روى زمين يكى به مقام سيصدتنان رساند و از هر طبقه كه يكى فوت شود همچنين ، تا عدد ايشان از اينكه هست كم نشود . 36 » در ديدگاه نسفى مراتب اوليا پيكره‌اى دارد و اعضاى آن مشخص است و در همهء زمانها تعداد اين اعضاى ثابت است و تنها وقتى آخر زمان فرا مىرسد اين تركيب به هم مىخورد و از مراتب پايين كاسته مىشود تا به « قطب » مىرسد . چون قطب از اين عالم برود ديگرى نباشد كه جاى او را بگيرد و به همين سبب عالم برمىافتد 37 . در نظر او مقامهاى اوليا بدايت مقامهاى انبيا است و خداوند تا زمانى كه نبوت ختم نشده بود ، از بين اوليا كسى را براى نبوت برمىگزيند كه قطب و در مقام اسرافيل باشد . او دربارهء سلسله مراتب اوليا ، ناشناخته بودن آنان و اينكه بر خلاف پيامبران وظيفه دعوت خلق بر عهده ندارند به تفصيل سخن مىگويد و به تشريح آراى سعد الدين در اين‌باره مىپردازد . نسفى كه در بحث ولايت و نبوت تحت تأثير اوست ، مكرر سخنان او را در اين باب بازگو مىكند . از جمله در كتاب انسان كامل چنين مىنويسد : « بدان كه شيخ سعد الدين حموى مىفرمايد كه پيش از محمد عليه السلام در اديان پيشين ولى نبود و اسم ولى نبود و مقربان خدا را جمله انبيا مىگفتند . اگرچه در هر دينى يك صاحب شريعت بود و زياده از يكى نمىبود اما ديگران خلق را به دين وى دعوت مىكردند و جمله را انبيا مىگفتند . پس در دين آدم عليه السلام چندين پيغمبر بودند كه خلق را به دين آدم دعوت مىكردند و در دين نوح و در دين ابراهيم و در دين موسى و در دين عيسى همچنين . چون كار به محمد رسيد ، فرمود كه بعد از من پيغمبر نخواهد بود تا خلق را به دين من دعوت كنند . بعد از من كسانى كه پيرو من باشند و مقرّب حضرت خدا باشند ، نام ايشان اولياست . اين اوليا خلق را به دين من دعوت كنند . اسم ولى در دين محمد پيدا آمد . خداى تعالى دوازده كس را از امت محمد برگزيد و مقرب حضرت خود گردانيد و به ولايت خود مخصوص كرد و ايشان را نايبان حضرت محمد گردانيد كه « العلماء ورثة الانبياء » در حق اين دوازده كس فرمود « علماء امّتي كانبياء بني اسرائيل » به نزديك شيخ ، ولى در امت محمد ، همين دوازده كس بيش نيستند و ولى آخرين كه ولى دوازدهم باشد ، خاتم اولياست و مهدى و صاحب الزمان نام اوست . 38 »