اول ز مكونات عقل و جان است * وندر پى او نه فلك گردان است
زين جمله چو بگذرى چهار اركان است * پس معدن و پس نبات و پس حيوان است « 1 »
( 10 - ص 61 س 16 ) لا يصدر من الواحد الا الواحد . . .
اصطلاحى است فلسفى به معناى آنكه از واحد جز واحد صادر نمىتواند شد .
توضيحا اينكه هر علتى نسبت به معلول خود داراى مناسبتى است كه آن مناسبت علت صدور آن معلول است ؛ مثلا بلكه كتابت در كاتب مناسبتى است كه علت صدور كتابت از كاتب است و بدون اين مناسبت رابطه عليت بين علت و معلول متحقق نمىشود .
در اثبات اين اصل ، حكما دلايلى ابراز كردهاند كه اجمال را در اينجا به يك استدلال بسنده مىكنيم .
هر معلولى كه از علتى صادر مىشود به مناسبت خصوصيتى است كه رابطه عليت را تحقق مىبخشد . حال اگر از علتى دو معلول صادر شود يا آن علت با هر دو معلول خصوصيت دارد يا همان خصوصيتى كه معلول اول را باعث شد . موجد معلول دوم نيز هست .
در صورت اول علت واحد نخواهد بود بلكه ذاتى مركب از دو چيز خواهد داشت و اين مغاير با فرض واحد بودن علت است .
صورت دوم نيز محال است ، زيرا مناسبت با امرى خاص نمىتواند عين مناسبت با امرى متضاد آن باشد .
( 11 - ص 62 س 16 ) حق تعالى آدم را به صورت خود آفريد . . .
ترجمهء حديث نبوى « ان الله خلق آدم على صورته . » مىباشد . روايت ديگر حديث آن است كه « ان الله تعالى خلق آدم على صورة الرحمن . »
نسفى در توضيح حديث سخنى به اين مضمون دارد كه نبى صورت عقل اول است ، و از اين جهت فرمود كه ان الله تعالى خلق آدم على صورته يعنى على صورة آدم . عقل اول ، اول موجودات است و آدم مخلوقات است و آدم خاكى اول آدميان و آدم فرزندان است ،
هامش
( 1 ) . ديوان افضل الدين محمد ، بابا افضل .