در مشيمه بد جنينى بودهاى * در عدم بس قرنها آسودهاى
پس خداوند جهانت برفراخت * از منى در جاى تنگت نطفه ساخت
نطفهاى بودى و پس علقه شدى * پارهاى خيمه از اينسوتر زدى
برد از علقه حكيم حى فرد * از كرمهاى شريفش مضغه كرد
بعد از آن آن مضغه را كرد استخوان * از خلقنا المضغه برهانى بخوان
پس بر آن عظمت لحوم و پى كشيد * و ز نفخت فيه جان بر وى دميد
مايه صحت نهادت در كنار * پس فرستادت در اين دار القرار « 1 »
آيهء 5 سورهء حج « يا ايها الناس ان كنتم فى ريب من البعث فانا خلقناكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة و غير مخلقة لنبين لكم و نقر فى الارحام ما تشاء الى اجل مسمى ثم نخرجكم طفلا ثم لتبلغوا اشركم و منكم من يتوفى و منكم من يرد الى ارذل العمر لكى لا يعلم من بعد علم شيئا و ترى الارض هامدة فاذا انزلنا عليها الماء اهتزت و ربت و انبتت من كل زوج بهيج »
اى مردمان !
اگر در گمانيد از انگيخت پس مرگ ، پس ما بيافريديم شما را از خاك ، پس از نطفه ، پس از خون بسته ، پس از پارهاى گوشت تمام آفريده يا نه تمام آفريده ، تا پيدا كنيم شما را كه هر دو توانيم و مىآرامانيم در رحمها آنكه خواهيم تا هنگامى كه نامزد كرده زادن را .
آنگه بيرون مىآوريم شما را خرد خرد تا آنگه كه به زورمندى خويش رسيد . و از شما كس است كه او را مىميرانند به جوانى و از شما كس است كه او را باز پس مىبرند تا بتر عمر آن را تا مگر چيزى نبداند در وقت پيرى ، پس آنكه دانسته است به جوانى . و زمين را بينى مرده و فروشده ، چون آب بر آن فرستاديم زنده گشت و بجنبيد و بخنديد و بررويانيد از هر صنفى نيكو . « 2 »
اين آيه ظاهرا پاسخى است به نظر بن حارث كه مردى « سخت دل بود » و ملائكه را دختران خدا و قرآن را اساطير الاولين مىناميد و بعث و نشور را منكر بود . و « با رسول خداى به اين معنى خصومت مىگرفت . » « 3 »
حديث نبوى :
ان احدكم بجميع خلقه فى بطن امه اربعين يوما نطفة ثم يكون علقة مثل ذلك ثم يكون مضغة مثل ذلك ثم يرسل الله اليه ملكا ينفخ فيه فيؤمر باربع كلمات فيكتب رزقه و اجله و
هامش
( 1 ) . مثنوى ، ص 447 .
( 2 ) . كشف الاسرار ، ج 6 ، ص 326 .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 333 .