خار و خاشاك پاك مىكند « 1 » و آب به وقت مىدهد « 2 » و محافظت مىكند « 3 » تا آفتى به درخت نرسد تا مراتب درخت « تمام » پيدا آيد و هريك به وقت خود ظاهر گردد « 4 » - كار سالكان [ نيز ] همچنين است . بايد كه رياضت و مجاهدات سالكان از جهت آن باشد تا آدمى شوند و مراتب انسانى « 5 » در ايشان ظاهر گردد . « 6 »
[ كه چون مراتب انسانيت تمام ظاهر شود ] سالك اگر خواهد و اگر نخواهد طهارت و اخلاق نيك و علم و معرفت و كشف اسرار و ظهور انوار هريك به وقت خود ظاهر شوند و چيزها ظاهر شوند « اگرچه سالك هرگز نشنوده بود و ندانسته باشد و كسى كه نه اينكاره باشد اين سخنان را فهم نكند » .
« اى درويش ! »
« چيزها پيدا آيد كه چشم سالك هرگز نديده باشد و گوشش نشنيده باشد و در خاطر سالك هرگز نگذشته باشد تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم » .
سالك بايد [ كه ] بلندهمت باشد . « تا زنده است در كار باشد » و بر « 7 » سعى و كوشش مشغول بود . « 8 » كه علم و حكمت خداى نهايت ندارد .
اى درويش !
جمله مراتب درخت در تخم درخت « موجود » است . باغبان حاذق « 9 » به ترتيب و پرورش آن درخت بايد « 10 » سعى كند تا تمام ظاهر شود . همچنين طهارت و اخلاق نيك و علم و معرفت و كشف اسرار و ظهور انوار جمله در ذات آدمى موجود است . « 11 »
صحبت دانا و تربيت و پرورش مىبايد تا تمام ظاهر شود .
اى درويش !
« اگر » علم اولين و آخرين « مىخواهى » در تو مكنون « 12 » است و هرچه طلب مىكنى « 13 » از « 14 » خود طلب كن و از بيرون خود طلب مكن هرچه از ديگران طلب كنى چنان باشد « 15 »
هامش
( 1 ) . گرداند .
( 2 ) . دهد .
( 3 ) . نمايد .
( 4 ) . شوند .
( 5 ) . انسانيت .
( 6 ) . شود .
( 7 ) . در .
( 8 ) . كاهلى ننمايد .
( 9 ) . در .
( 10 ) . مىبايد .
( 11 ) . موجودند .
( 12 ) . پوشيده .
( 13 ) . مىخواهى .
( 14 ) . در .
( 15 ) . به جاى « و از بيرون خود الخ » آمده است « از بيرون چه مىطلبى ؟ علمى كه از راه گوش به دل تو رسد همچنان باشد » .