اين راهها رفتهاند يكى در اين چهار مرتبه به كمال رسد و ديگران در اين ميانه فروروند و از كمال بىنصيب باشند و بىبهره مانند » .
فصل در بيان حجاب و مقام
بدان ، كه هر چيزى « 1 » كه از خود دفع مىبايد كرد « و از پيش برمىبايد داشت عبارت از » حجاب است و هر چيز « كه خود را حاصل مىبايد كرد و » بر « 2 » آن مىبايد بود « عبارت » از مقام است « چون معنى حجاب و مقام را دانستى اكنون بدان كه » اصول حجب و عقبات اين راه چهار است ، دوستى جاه و دوستى مال و تقليد و معصيت . « 3 » و اصول مقامات و « حالات » . اين راه هم چهار است اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف .
« اى درويش »
[ اول ] اين چهار حجاب را مىبايد برداشت « 4 » تا رسيدن به اين چهار مقام ميسر شود . از جهت آنكه اين چهار حجاب برگرفتن « 5 » به مثابت طهارت [ كردن ] است و اين چهار مقام را حاصل كردن به مثابت نماز كردن است . « 6 » هر حجابى عضوى است از اعضاى طهارت كه مىبايد شست و هر مقامى ركعتى است از ركعات نماز كه مىبايد گزارد . اول طهارت است آنگاه نماز ، اول تصقيل است آنگاه تنوير اول فصل است و آنگاه وصل آدمى تا از يك چيز نميرد به يك چيز ديگر زنده نتواند شد « 7 » پس اگر فراغت مىخواهى از شغل بمير و اگر خداى مىخواهى از خود بمير و اگر از شغل و « از » خود نمىتوانى مرد « 8 » طلب فراغت و خداى مكن كه ميسر نشود .
هركه « اين چهار » حجب [ را ] برداشت « 9 » در طهارت دايم است و هركه اين چهار مقام « 10 » حاصل كرد در صلاة دايم است .
اى درويش !
اين چهار حجب برداشتن و بدين چهار مقام رسيدن به چهار چيز ميسر شود بر عزلت و كم گفتن و كم خوردن و كم خفتن اما بايد كه در صحبت دانا و مرد دانا كوشش كند .
هامش
( 1 ) . آنچه .
( 2 ) . به .
( 3 ) . تعصب .
( 4 ) . برمىبايد داشت .
( 5 ) . رفع اين حجت .
( 6 ) . و سلوك اين مقامات بهمنزله نمازگزاران است .
( 7 ) . به ديگر چيز زنده نشود .
( 8 ) . مردن .
( 9 ) . رفع نمود .
( 10 ) . مقامات .