سياه را درخواستند و توقع باران داشتند و باد سخت بوزيد و ايشان را برانداخت و قوم صالح به صيحهء آسمانى هلاك شدند . جع : بحار الانوار ، ج 5 ، ص 110 - 95 قصص الانبياء ثعلبى ، چاپ ، مصر ، ص 60 - 51
( 501 ) - ، س 23 ، نيز عليه السلام آتش خواست : مطابق روايات متعدد عتبهء پسر بو لهب كه رقيّه دختر حضرت رسول اكرم بزنى در خانهاش بود وقتى بشام مىرفت رقيّه را طلاق گفت و كافر شد و پيغمبر را آزار كرد و به دعاى آن حضرت كه گفته بود « اللّهم سلّط عليه كلبا من كلابك » شيرى بهنگام شب وى را در اثناء سفر بدريد و بخورد ( دلائل النبوه ، چاپ حيدرآباد ، ص 163 - 162 ) .
( 502 ) ص 162 ، س 10 ، خات : مرغى است كوچك فىالجمله شبيه بباز كه آن را به عربى حدأه گويند و بپارسى غليواژ ( غليواج ) و مرغ گوشت رباى و موشگير نامند و « خاد » نيز تلفظ ديگر است از اين كلمه ( آنندراج ، مخزن الادويه ، تحفهء حكيم مؤمن در ذيل : حدأه ، غليواژ ، خات ، خاد ) .
( 503 ) - ، س 15 ، حكمت : سخن حكيمانه است چنان كه در بيت ذيل از مولانا :
اى بريده دست دزدى كو بدزدد حكمتم * و آنگهى دكان بگيرد بر سر بازار من
( 504 ) ص 163 ، س 5 ، سنون : بكسر اول جمع سنه بمعنى سال قحط و خشكى ( محيط المحيط ) .
( 505 ) - ، س 8 ، هود را باد را الخ : اين روايت و قصهء مرتبط بشعيب را در مأخذى نيافتم و مىتوان مقايسهء معجزات پيغمبر را ( ص ) با سائر انبيا در بحار الانوار ، باب جوامع معجزاته كه چندين خبر مفصّل درينباره روايت شده و در دلائل النبوه ، چاپ حيدرآباد ، ص 221 - 212 بتفصيل مطالعه نمود .
( 506 ) - ، س 19 ، قازغان : ديگ بزرگ دهن فراخ از مس يا آهن شبيه به نيمكره كه از دو سو دو حلقه دارد و در آن شير و آب مىجوشانند و در بشرويه « قزغن » تلفظ مىكنند .