تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
بتصحيح آقاى مدرس رضوى ، ص 771 ) . ( 524 ) - ، س 13 ، كور و كبود : ناقص و رسوا ، زشت و نادلپذير . جع : فيه ما فيه ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 297 . ( 525 ) - ، س 20 ، آموخته : معتاد ، خوگر . چنان كه در محاورات امروزى هم متداولست . ( 526 ) ص 176 ، س 4 ، كوى متوكل : محلّتى بوده است ظاهرا در وخش يا بلخ . ( 527 ) - ، س 5 ، فخر قلانسى : شناخته نشد و پيداست كه از مدرّسين و مدرسه‌داران معاصر مصنّف و ظاهرا رئيس حنفيان وخش يا بلخ بوده كه بنا بر معمول آن عهد رياست مدرسه به دو واگذار شده است . و قلانسى نسبت است بقلانس جمع قلنسوه ( كلاه دراز ) و معنى آن كلاه‌دوز يا كلاه‌فروش است و اين نسبت را سمعانى در انساب و ابن الاثير در لباب و مؤلف الجواهر المضيئه در باب نسبتها نياورده‌اند . ( 528 ) - ، س 14 ، كنگ : بضم اوّل و سكون ثانى مرد درشت اندام قوى هيكل ( آنندراج ) . ( 529 ) - ، س 15 ، گيرانيد : سوم شخص ماضى از گيرانيدن بمعنى برافروختن و تأثير بخشيدن . ( 530 ) - ، س 20 ، اسفنديار رومى : ظاهرا رويى يا رويين‌تن بوده و تحريف شده است . ( 531 ) ص 177 ، س 4 ، تره‌كار : سبزى كار ، كسى كه خيار و كدو و انواع تره‌بار مىكارد ، كسى كه گندنا بكارد . ( 532 ) - ، - ، عزير : بصيغهء تصغير يكى از انبياء بنى اسرائيل كه قصهء او در سورهء بقره ، آيهء 259 ذكر شده است . ( 533 ) ص 178 ، س 12 ، فيلور : تلفظ ديگر است از پيل‌ور بمعنى داروفروش . ( 534 ) ص 179 ، س 9 ، صديع : شكافته ، شكاف زده ، صبح ( محيط المحيط ) .