همهء گناهان را اعمّ از صغيره و كبيره با توبه و بدون توبه اگر بخواهد تواند بخشيد بدليل آيات قرآن از قبيل :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
( سورة النساء ، آيهء 48 )
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
( سورة الزمر ، آيهء 53 )
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ
( سورة الرعد ، آيهء 6 ) بر خلاف معتزله كه عفو از كبائر را مشروط به توبه مىدانند . جع : شرح عقائد نسفيه ، طبع مصر ، ص 172 شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 234 مطالع الانظار به همراه شرح مواقف ، ج 1 ، ص 574 .
( 436 ) - ، - ، بهشت نه از بهر كار نيك الخ : اين سخن فرع مسألهء وعد و وعيد و ثواب و عقابست كه معتزله مىگويند اين هر دو بر حق تعالى واجبست و ثواب و عقاب را ثمرهء طاعت و معصيت مىدانند و معتقدند كه خداوند مردم طاعتپذير و نكوكار را به بهشت خواهد برد و مجرم و بزهمند را به دوزخ خواهد افكند وجوبا بر خلاف اشعريه كه مىگويند ثواب فضل و عقاب از جهت عدل است و هيچ يك بر خدا واجب نيست و او را مىرسد كه هرچه خواهد كند كه فعّال ما يشاء است . جع : شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 234 ، مطالع الانظار به همراه شرح مواقف ، ج 3 ، ص 575 .
( 437 ) ص 138 ، س 11 ، من تواضع لغنىّ الخ : حديثى است كه با تفاوت مختصر در كتاب : اللؤلؤ المرصوع - نقل شده و بعضى آن را جزو موضوعات آوردهاند . اللؤلؤ المرصوع ، طبع مصر ، ص 78 .
( 438 ) - ، س 14 ، كه به وخش چگونه : ظاهرا چنين بوده است : به وخش چگونه اندرم .
( 439 ) - ، س 20 ، معين محتسب : بقرينهء ذكر شيخ تاج كه شيخ الاسلام بلخ بوده گمان مىرود كه وى نيز در آن شهر وظيفهء محتسبى داشته است ولى شرح حالش بدست نيامد .
( 440 ) ص 139 ، س 19 ، مىشافد : اين لغت در فرهنگها نيست و بقرينهء عبارت