تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
طبع آستانه ج 1 ، ص 244 ، 330 . ( 432 ) - ، س 19 ، كه امر اللّه الخ : اشاره است به عقيدهء اشعريان كه مىگويند اراده از طلب جداست و ممكن است طلب و امر باشد ولى ارادهء ايجاد فعل از طرف آمر نباشد چنان كه حق تعالى ابليس را به سجدهء آدم مأمور كرد ولى اراده‌اش بدان تعلق نداشت و همچنين شايد كه نهى كند بنده را از فعلى كه ترك آن مراد وى نباشد مثل اينكه آدم را از خوردن گندم نهى فرمود و ترك خوردن مراد وى نبود و مىخواست كه بخورد مثل اينكه شخصى مملوك خود را به نافرمانى و عدم اطاعت معرفى كند و براى اثبات ادّعاى خود او را بكارى مأمور سازد كه بىشك مقصود او پذيرفتن فرمان و اجراء امر نيست پس اراده با طلب مغايرت دارد . جع : مطالع الانظار فى شرح طوالع الانوار در حاشيهء شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 1 ، 525 - 522 كشف الفوائد ، طبع ايران ، ص 64 مستصفى تأليف ابو حامد محمد غزالى طبع مصر ، ج 1 ، ص 163 ( 433 ) - ، - ، و هرچ معلوم الخ : دليلى است كه اشعريان براى اثبات عقيدهء خود در تخلف اراده از امر و مغايرت آن دو باهم آورده‌اند و تقريرش بدين‌گونه است كه خدا عالمست بدينكه فلان بندهء كافر خواهد مرد پس آن كس هرگز ايمان نخواهد آورد زيرا ايمان او مستلزم آنست كه علم حق بجهل بازگردد و اگر ايمان او ممتنع باشد هرگز متعلق اراده نخواهد شد زيرا اراده بممتنع تعلّق نمىپذيرد . مطالع الانظار در حاشيهء شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 1 ، ص 522 . ( 434 ) - ، س 20 ، نتوان كردن : اينجا بمعنى ( نتواند ) است چنان كه در بيت ذيل از عنصرى :
كسى كرد نتوان ز زهر انگبين * نسازد ز ريكاشه كس پوستين
( لغت فرس ، طبع طهران ، ص 423 ) ( 435 ) - ، - ، و بىطاعتى بيامرزد و معصيت مغفور بود : اين مطلب متفرّع است بر مسألهء عفو و مغفرت از كبائر كه اشعريّه مىگويند خداوند تعالى جز شرك