عربآباد و زنيغان و اسفنديار قاليچه و چادر شب و در بشرويه برك و قاليچه و در تمام اين نواحى كرباس ساده و ملوّن بافته مىشود و اگر قوهى كه به گفتهء لغويين جامهء سفيد است « تودار » نباشد به ناچار يكى ديگر از انواع كرباس يا ابريشم و كژ خواهد بود .
( 443 ) - ، - ، و خرما بسجستان : بتصريح مقدسى يكى از صادرات سيستان خرما بوده است . احسن التقاسيم ، طبع ليدن ، ص 305 ، 324 .
( 444 ) - ، س 23 ، و سوهانى ببخارا : بتحقيق معلوم نشد و محتملست مقصود حلواى سوهان باشد كه طرز پختن آن در تحفهء حكيم مؤمن ( باب ششم از قسم دوم ) و قرابادين كبير ( طبع هند ، ج 2 ، ص 23 ) ذكر شده است .
( 445 ) ص 142 ، س 18 ، به خانهء سرد باد : منجمين بروج دوازدهگانه را به چهار مثلّثه تقسيم نموده و هريك را بر طبيعتى فرض كردهاند از اين قرار : 1 - مثلّث آتشى كه گرم و خشكند و عبارتند از حمل و اسد و قوس 2 - مثلّث ارضى كه سرد و خشكند و مراد بدان ثور و سنبله و جدى است 3 - مثلّث هوايى مشتمل بر جوزا و ميزان و دلو كه گرم و تر است 4 - مثلث آبى شامل سرطان و عقرب و حوت كه سرد و تر است و اگر مصنّف اشاره بدين تقسيم كرده باشد تعبير او ( خانهء سرد باد ) مبتنى بر مساهله و ملاحظهء شهرت باد در غالب به خنكى و سردى بوده است .
( 446 ) - ، س 12 ، تقدير مىگير : دوم شخص مفرد از فعل امر استمرارى مشتق از تقدير گرفتن بمعنى فرض كردن . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 471 .
( 447 ) ص 143 ، س 10 ، سكرة الموت : ماخوذ است از آيهء شريفه :
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
( سورهء ق ، آيهء 19 ) .
( 448 ) - ، س 15 ، طريق معبّد : راه كوفته و هموار « و طريق معبّد مسلوك مذلّل و قيل هو الذى تكثر فيه المختلفة قال الازهرى و المعبّد الطريق الموطوء فى قوله :
وظيفا وظيفا فوق مور معبّد . ( لسان العرب در ذيل : عبد ) و مصراع مذكور از لبيد بن