تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ربيعهء عامرى است در معلّقهء او كه قصيدهء دوم است از معلّقات سبع و تمامش اينست :
تبارى عتاقا ناجيات و اتبعت * وظيفا وظيفا فوق مور معبّد
( 449 ) - ، س 20 ، پسر سعد متولى : شناخته نشد . ( 450 ) - ، س 21 ، شكر آب سوزان : ظاهرا چيزى نظير : نبات سوخته - مراد است كه هم اكنون در شكم درد ( دل درد ) به كار مىبرند . ( 451 ) ص 144 ، س 2 ، شاخ كرد : ظاهرا تعبيريست نظير : شاخ به شاخ - كنايه از گريهء بسيار كه در آنندراج نقل شده و در حدود طبس « چادر يك شاخ كردن » استعمال مىشود در كنايه از خشم آوردن و خشمناك شدن و محتملست كه « شاخ كردن » به همان معنى استعمال شده باشد و مىتوان آن را نظير : سرو كردن كه در كليله و دمنه ( طبع طهران ، ص 105 ) بمعنى آمادهء جنگ شدن به كار رفته تصوّر نمود . ( 452 ) - ، س 19 ، باطنم راه : چنين است در اصل و بايد بدين‌گونه باشد : باطنم را ( 453 ) - ، س 21 ، من جدّ وجد : از احاديث موضوعه است . اللؤلؤ المرصوع ، طبع مصر ، ص 78 و بقيه جمله‌ها نيز كه ممكنست مؤلف خود بقياس افزوده باشد از همين قبيل است . ( 454 ) ص 145 ، س 8 ، دست گل : آن اندازه گل كه بدست گيرند . ( 455 ) - ، س 13 ، كشكاب : آش جو و بقولى هريسه و هليم است ( مخزن الادويه ، آنندراج ) و جمله : چند يك من الخ ارتباطى بما قبل خود ندارد زيرا بنفشه مليّن است و در سطر 15 مىگويد : كسى را درد شكم باشد كشكاب ناموافق بود و قبض آرد . ( 456 ) - ، - ، سر پستان : سپستانست كه دوايى معروفست و به عربى آن را دبق و مخيط و اطباء الكلبه گويند و طرز استعمال اين كلمه در متن حاضر مطابقت دارد با تلفظى كه هم اكنون در حدود بشرويه و طبس معمولست و گويى ترجمه گونه‌يى است از « اطباء » كه به عربى جمع طبى است يعنى نوك و سر پستان و شايد به همين مناسبت بعضى « سپستان » را مخفّف سگ پستان « اطباء الكلبه » فرض كرده‌اند و مؤلف مخزن الادويه باشتباه