( 417 ) - ، س 19 ، مساحت زمين : كنايه از امر محال و بىفايده است زيرا پيمودن زمين به گز امرى است بحسب عادت محال .
( 418 ) - ، - ، رشته بر چوب زدن : كنايه است از كار بىفايده بدان جهت كه زدن رشته ( نخ باريك يا رشتهء خمير ) بر چوب تأثيرى در ان نمىكند .
( 419 ) ص 134 ، س 10 ، درختان سبزهء بارور : چنين است در اصل و بقياس بايد « درختان سبز » گفته باشد .
( 420 ) ص 135 ، س 10 ، همچون اسماعيل : پسر ابراهيم نبى كه بخواب پدر سر تسليم پيش آورد و به قربانگاه رفت و آن قصّه مشهور است .
( 421 ) - ، - ، ارغون شه : شناخته نشد . آيا ممكنست كه نظام الدين ارغون شاه بن قلج ارسلان بن مسعود فرمانرواى آماسيه در نيمه دوم قرن ششم موضوع اين حكايت باشد ؟
( 422 ) - ، س 11 ، همچون ابراهيم ادهم الخ : اشاره است به داستان ابراهيم ادهم از عرفاى مشهور كه از بلخ گريخت و پسر شيرخواره ببلخ رها كرد و آن پسر بباليد و بزرگ شد و بطلب پدر به مكّه رفت و پدر را در حرم بديد و بدعاء پدر عمر وى بسر آمد جع : تذكرة الاولياء ، چاپ ليدن ، ج 1 ، ص 92 - 90 .
( 423 ) - ، س 18 ، مزاحم : اگر بكسر حا خوانده شود فعلى بعد از آن نظير :
نشود ، نگردد حذف شده است و اگر بفتح حا بخوانيم آن را بايد مخفّف مزاحمه يا مصدر ميمى از همان باب كه بموجب قواعد صرف در ابواب ثلاثى مزيد بر وزن اسم مفعول است بدانيم .
( 424 ) - ، س 23 ، شرك خفى : ريا كه آن را شرك اصغر نيز گويند و ريا عبارتست از ملاحظهء خلق در عبادت حق . نهايهء ابن اثير در ذيل : شرك . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 205 .
( 425 ) - ، - ، گرد گرد : به صورت اضافه تعبيريست نظير : جان جان ، اصل اصل ، محو محو ، مغز مغز كه مقيد معنى خالص و محض است يعنى خالص و محض از مضاف اليه
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٣٠٨