آمده بود .
( 412 ) - ، س 17 ، ككرك : كك مخفّف كاكست كه در صفحهء 207 از اين كتاب راجع بدان سخن رفته است ولى معنى « رك » به درستى معلوم نگرديد و ممكن است ( رك ) باشد بمعنى خالص و بىآميغ كه در محاورات به كار مىرود و « ككرك » اطلاق شده باشد بر نان خشك بىروغن و خالى از زعفران و كنجد و سياه دانه و نظائر آن و مىتوان آن را از نوع اتباع يا تعبيرى نظير « ككومك » در محاورات امروزى ( لكههاى صورت ) تصور كرد و بنا بر معنى اخير نزديك خواهد بود با تعبير : « پونگ بر زده » كه پس از آن آمده است .
( 413 ) - ، - ، پونگ برزده : كفك ( كفه ) برآورده . پونگ در بشرويه و حدود طبس سبزه مانندى است كه بر روى نان و ماست و ديگر موادّ خوردنى بهم مىرسد معادل : كفه و كفك در محاورهء مردم طهران و اين لغت در فرهنگها نيامده است .
( 414 ) - ، س 20 ، نظام سمعانى : بىگمان يكى از افراد خاندان بزرگ سمعانى مقصود است كه از فقهاء شافعى مذهب بشمارند ولى شرح حالش بدست نيامد .
( 415 ) - ، - ، خوارزمشاه و خطايى و غور : اشاره است به جنگهاى شهاب الدين غورى و محمّد خوارزمشاه كه سرانجام تركان خطا بمدد خوارزمشاه آمدند و غوريان را سخت درهم شكستند و هزيمت دادند . ابن الاثير حوادث سال 602 .
( 416 ) ص 133 ، س 7 ، وكيل در : كسى كه از طرف امرا و ملوك اطراف در دستگاه سلاطين مأمور بوده است و كارهاى ايشان را برمىگذارده است و بخاطر دارم كه تا چهل سال پيش هريك از حكّام خراسان نمايندهيى در مشهد داشتند كه كارهاى محل خود را با والى وقت ترتيب مىداد و ابواب جمعى را مىپرداخت و جواب شكايات را مىگفت و نمايندهء عماد الملك حاكم طبس مردى بود بنام معتمد ديوان كه ساليان دراز به همين عنوان در مركز خراسان ( مشهد ) مىزيست و با پدرم دوست بود و به سال 1338 قمرى به مرض سل درگذشت .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٣٠٧