( 406 ) ص 130 ، س 8 ، جنت عدن : بمعانى مختلف تفسير شده است : قصرى از لؤلؤ در بهشت ، منزل مقرّبان حق ، وسط و درونهء بهشت ، مركز بهشت و شهرى كه مخصوص انبيا و رسولان و شهيدان و ائمهء هدى است و چشمهء تسنيم آنجا روانست و قصرهاى آن از در و ياقوت و زر است . ( تفسير امام فخر ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 695 ) و بعضى آن را بهشت چهارم گفتهاند و ترتيب « هشت بهشت » از اين قرار است : 1 - خلد 2 - دارالسلام 3 - دار القرار 4 - جنت عدن 5 - جنة المأوى 6 - جنة النعيم 7 - عليّين 8 - فردوس ( آنندراج ) .
( 407 ) - ، - ، جنت فردوس : درجهء صدم از بهشت كه جويهاى بهشت از آن فرود آيد ، و بالاى آن عرش خداى بود ، خوشترين و بلندترين جاى در بهشت ، ناف بهشت و ميان آن ، بلندترين محل در بهشت كه آمرين بمعروف و ناهيان از منكر آنجا باشند . ( تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 3 ، ص 455 تفسير امام فخر ، طبع آستانه ، ج 5 ، ص 760 ) .
( 408 ) ص 131 ، س 10 ، لب نان : گوشه و كنار نان ، پارهء نان . مولانا فرمايد :
يك سبد پرنان ترا بر فرق سر * تو همىخواهى لب نان دربهدر
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 5 ، بيت 1073 )
( 409 ) ص 132 ، س 7 ، شراب جكرى : معلوم نشد چگونه شراب يا شربتى است و در اصل اين كلمه نقطه ندارد و ممكنست تحريفى باشد از : « شراب كمّثرى » كه در قانون و ذخيرهء خوارزمشاهى نام آن ديده مىشود .
( 410 ) - ، س 9 ، خواجه حجاج صاحب كرامت سمرقندى : از مشايخ و اصحاب حال كه معاصر مصنف بوده و اظهار كرامت مىكرده ولى جز همين مقدار كه مصنّف از وى نقل مىكند دربارهء احوال او مطلبى بدست نيامد و در مناقب افلاكى شخصى بنام ( شيخ حجّاج ) با اوصافى نزديك بدانچه در متن حاضر مىخوانيم مذكور است - كه او را جزو مريدان سلطان العلماء مىشمارد .
( 411 ) - ، س 15 راه شده : يعنى نشان گريه بر روى او مانند خطّ جادّه پديد