گونهگون مىديد ناخوش واقعه * فاتحه مىخواند او و القارعه
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 2 ، بيت 220 ببعد )
الواقعة عند الصوفيّة هو الّذى يراه السالك الواقع فى اثناء الذكر و استغراق حاله مع اللّه بحيث يغيب عنه المحسوسات و هو بين النوم و اليقظة و ما يراه فى حال اليقظة و الحضور يسمّى مكاشفة كذا فى مجمع السلوك و در كشف اللّغات مىگويد : واقعه در اصطلاح متصوّفه عبارتست از آنچه فرود آيد در دل از عالم غيب بهر طريق كه باشد خواه لطف و خواه قهر . كشّاف اصطلاحات الفنون ، طبع كلكته ، ج 4 ، ص 1488 و تعريف صاحب كشف اللغات ناقص است و شامل « وارد » نيز تواند شد .
( 389 ) - ، س 11 ، يوم موعود : از اينجا ببعد تفسير اين آيات است :
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ
( سورة البروج ، آيهء 1 ، 2 ، 3 ) و تفسير مصنف از يوم موعود و شاهد و مشهود موافق روايت ابو هريره است و اقوال ديگر هم درينباره از صحابه نقل شده و مفسرين بدانها استناد كردهاند . جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 500 تفسير امام فخر ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 520 - 518 .
( 390 ) - ، س 11 ، فرجام : ظاهرا « نافرجام » بوده است يعنى سخنان ناروا و شهوتانگيز معادل : « رفث » بر بعضى از اقوال چه در ترجمهء قرآن نسخهء متعلّق به كتابخانهء موزهء آثار باستان كه از تربت شيخ جام بدانجا منتقل گرديده و براى غياث الدّين محمد بن سام غورى به سال 584 تدوين و كتابت شده آيهء ذيل را :
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ
( سورة البقرة ، آيهء 197 ) بدينگونه ترجمه كرده است : حج را ماههايى است دانسته هر كه حرم گرفت در آن ماهها و نيّت حج كرد نافرجام نبايد گفت و نافرمانى نبايد كرد و پيكار نبايد كرد .
( 391 ) ص 121 ، س 6 ، سرسر كردن : آزمودن ، غربال كردن ، خوب را از بد