مولانا گويد :
گر بغرّد بحر غرهش كف شود * جوش احببت بان اعرف شود
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 6 بيت 698 )
( 373 ) ص 113 ، س 2 ، قليها : جمع قليه ( مخفّف قليّه بكسر لام و ياء مشدّد ) گوشتى كه در روغن بريان كنند ( آنندراج ، محيط المحيط ) .
( 374 ) ص 114 ، س 9 ، پارسىخوانان : مردم پارسى زبان در وخش بتعبير مصنّف .
زيرا بعضى هم در آن شهر ترك زبان بودهاند . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ص 407 ، 420 و ص 347 كه يكى از معاصرين خود را بعنوان : فقيه محمّد پارسىخوان - ياد مىكند و مقدمهء نگارنده بر آن كتاب ص لح .
( 375 ) - ، س 17 ، نجاشى و عمر الخ : اشاره است بروايتى كه نقل شده است در باب گريهء نجاشى پادشاه حبشه كه عدّهيى از مسلمانان بر اثر آزار قريش بفرمان پيغمبر ص بوى پناهنده شدند و او خواست تا آيتى چند از قرآن بر وى خوانند و جعفر بن ابى طالب قسمتى از سورهء كهيعص را قرائت كرد و او چندان گريست كه ريشش از آب ديده تر شد ( دلائل النبوّه ، طبع حيدرآباد ، ج 1 ، س 83 بحار الانوار ، چاپ كمپانى ، ج 6 ، باب الهجرة الى الحبشة ، سيرهء ابن هشام ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 359 ) و روايتى كه ابن هشام در كيفيّت اسلام عمر و شنيدن او آيات قرآن را از حضرت رسول ص در مسجد الحرام و نرم شدن و گريستن و مايل شدن او باسلام نقل كرده است ( سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 369 ) .
نجاشى بفتح و كسر اول لقب و عنوان ملوك حبشه است ( لسان العرب در مادهء :
نجش ) و نجاشى معاصر حضرت رسول ص اصحمه نام داشته است .
( 376 ) ص 115 ، س 17 ، عينا : بفتح اول زن چشم درشت و ما امروز بجاى حورا و عينا حور عين مىگوييم بصيغهء جمع و بمعنى مفرد استعمال مىكنيم .
( 377 ) ص 116 ، س 1 ، تسنيم : بفتح اول جويى در بهشت كه از بالاى قصور بهشتى جاريست يا چشمهيى كه از بالا بر بهشتيان فرومىريزد ( محيط المحيط ) .