تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
( 384 ) - ، س 7 ، زاهد قالى : معلوم نشد كيست ولى از سياق عبارت برمىآيد كه مردى محتشم و نامور بوده و قالى نسبت است بقالى قلا كه شهرى بوده است از ديار بكر ( لباب الانساب ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 237 ) . ( 385 ) ص 119 ، س 8 ، مسلهء ضال : باحتمال قوى مرادش حيوان گمشده است از قبيل گوسفند و شتر و گاو كه گرفتن گوسفند جائز است نزد شافعيّه و حنفيه ولى گرفتن و بردن گاو و شتر مطابق آنچه در احكام لقطه مقرر شده جائز است به فتواى ابو حنيفه و افضل تركست به فتواى مالك و شافعى و پس از گرفتن حيوان نيز مسائلى دربارهء خرج و نفقهء آن پيش مىآيد كه در كتب فقه مذكور است . جع : فتح القدير ، طبع بولاق ، ج 4 ، ص 428 . و ممكنست كه « ضال » را به گمراه تفسير كنيم و وجه سؤال آن باشد كه ضلالتش بجبر است يا به اختيار و بر فرض آنكه بجبر باشد عذاب كردن و معاقب داشتنش خلاف عدل است و اگر به اختيار گمراه مىشود پس
يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ
چه معنى دارد و اين مسئله تعلّق بعلم كلام دارد . ( 386 ) - ، س 21 ، دنياوى و دينى : مرد دنيا و مرد دين . ( 387 ) ص 120 ، س 2 ، كابوك : جاى مرغ خانگى بود و بود كه چيزى نيز مانند زنبيل در ميان خانه بياويزند تا كبوتر بچه در آن كند . ( لغت فرس ، طبع طهران ، ص 270 ) . ( 388 ) - ، س 4 ، واقعات : جمع واقعه و آن صورتى است كه سالك در حال استغراق و غيبت از حس كه ميان خواب و بيدارى است مشاهده كند . و به همين جهت مولانا آن را نوعى از خواب يعنى خواب با چشم فراز و باز شمرده است اينك گفتهء وى :
صوفى از ره مانده بود و شد دراز * خوابها مىديد با چشم فراز كان خرش در چنگ گرگى مانده بود * پارها از پشت و رانش مىربود گفت لا حول اين چه‌سان ماخولياست * اى عجب آن خادم مشفق كجاست باز مىديد آن خرش در راه رو * گه به چاهى مىفتاد و گه بگو
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 301 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر