باشد كه آنجا رود چون گفتاگوى بسيار شد قرار دادند بر قرعه ( ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 362 - 552 ) گفتاگوى چون بر خواهد خاست ( ج 3 ، ص 349 ) كه در آن مجلس لغط و گفتاگوى باشد ( اصل : لفظ ) آواز مردم باشد در گفتاگوى ( ج 5 ، ص 166 ، 430 ) و ( ا ) درين تركيب بمعنى ( واو ) مىآيد . نيز معارف بهاء ولد طبع طهران ، ص 469 .
( 370 ) ص 108 ، س 2 ، هذا وضوء الخ : مورد آن يك بار شستن اعضاست در وضو چنان كه در هدايه آمده است : و تكرار الغسل الى الثلاث لانّ النبىّ عليه السلام توضأ مرّة مرّة و قال هذا وضوء لا يقبل اللّه تعالى الصلاة الّا به و توضأ مرّتين مرّتين و قال هذا وضوء من يضاعف اللّه له الاجر مرّتين و توضأ ثلاثا ثلاثا و قال هذا وضوئى و وضوء الانبياء من قبلى فمن زاد على هذا او نقص فقد تعدّى و ظلم . ( فتح القدير ، طبع بولاق ، ج 1 ، ص 20 ) .
( 371 ) ص 111 ، س 11 ، فخر سمعانى : بىگمان مقصود فخر الدين ابو المظفّر عبد الرحيم بن تاج الاسلام ابى سعد عبد الكريم السمعانى است كه خود و پدر و جدّش از علما و فقهاء بزرگ خراسان و خاندان مشهور سمعانى بودهاند و كتاب انساب تأليف پدر وى ابو سعد عبد الكريم سمعانى است و ياقوت حموى در سال 615 بمجلس درس فخر الدين مذكور در مرو حاضر شده و حكايتى از مجلس درس او و اختلافى كه در قرائت لفظ ( حباشه ) رفته است نقل مىكند و ابن خلكان در ذيل ترجمهء حال پدرش عبد الكريم مختصرى در شرح حال وى نگاشته و مطابق روايت او ولادتش در شب جمعهء 19 يا 17 ذىالقعدهء سال 537 واقع شده و وفاتش به سال 614 يا 616 بوده و بديهى است كه با ملاحظهء روايت ياقوت تاريخ دوم ( 616 ) صحيحتر است و ابن العماد وفاتش را به سال ، 617 - ضبط كرده است . ابن خلكان ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 327 ، معجم البلدان ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 6 ، شذرات الذهب ، طبع مصر ، ج 5 ، ص 75 .
و جملهء : فخر سمعانى آنجا بود - ارتباطى با سابق و لاحق خود ندارد .
( 372 ) ص 112 ، س 10 ، غره : آواز پلنگ و ديگر ددگان ، هر آواز بلند و مهيب .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٩٨