تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
بالايجاب و فاعل موجب ( بصيغهء اسم فاعل از ايجاب ) مىخوانند به اين معنى كه صدور فعل از وى واجب است و تخلّف‌پذير نيست و متكلمين كه بحدوث عالم عقيده دارند حق را فاعل قادر مىگويند يعنى فعل و ترك و ايجاد و عدم ايجاد هيچيك لازم ذات وى نيست تا بتوان گفت كه انفكاك ايجاد از ذات او محالست و بنابراين عالم در ازل بوده است . و مىتوان « موجب » را بفتح جيم نيز خواند و در اين صورت اشاره خواهد بود به عقيدهء معتزله كه بر خداوند لطف و رعايت اصلح و ثواب بر طاعت و عقاب كبيره و ترك قبايح را واجب مىدانند . جع : شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 41 شرح طوالع الانوار در حاشيهء آن كتاب ، ج 2 ، ص 529 كشف الفوائد ، طبع طهران ، ص 39 . ( 325 ) - ، س 10 ، استفسار جبرى الخ : به عقيدهء جبريان همه اعمال فعل حقست و قدريّه مىگويند از اين عقيده لازم مىآيد اسناد قبايح از قبيل سرقت و دروغ و غيره به حق تعالى با اينكه وى از فعل ناشايست منزهست و گفتهء مصنف اشاره بدين اعتراض است كه آن را به صورت استفسار و پرسش طرح كرده است . ( 326 ) ص 93 ، س 4 ، حمله : نوبت و بار . مولانا گويد :
حملهء ديگر بميرم از بشر * تا برآرم از ملايك پرّوسر سر
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 3 بيت 3903 )
حملهء ديگر تو خاكى پيشه گير * تا كنم بر جمله ميرانت امير
( همان مأخذ ، بيت 456 )
يك حملهء ديگر همه در رقص درآييم * مستانه و يارانه كه آن يار درآمد يك حملهء ديگر همه دامن بگشاييم * كز بهر نثار آن شه دربار درآمد يك حملهء ديگر بشكر خانه درآييم * كز مصر چنين قند به خروار درآمد
( كليّات شمس ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 2 ، بيت 6745 ببعد )
به يك حمله ترا منزل رساند * اگرچه راه ناهموار باشد
( همان مأخذ ، بيت 6923 )